Monday, June 06, 2005



سازمان شانگهاي ، يك بلوك اقتصادي با رويكردي سياسي
وزيران امور خارجه چين ، روسيه و چهار كشور قزاقستان ، قرقيزستان ، ازبكستان و تاجيكستان كه سازمان همكاريهاي شانگهاي را تاسيس كرده اند ، اين هفته در نشست خود در "آستانه " پايتخت قزاقستان با پيوستن ايران ، پاكستان و هند به عنوان كشورهاي ناظر دراين سازمان موافقت كردند و قرار شد اسناد آن در اجلاس سران كشورهاي عضو كه روزهاي ۵و ۶ جولاي سال جاري ميلادي (۱۴و ۱۵تيرماه ۱۳۸۴) در آستانه برگزار خواهد شد ، امضا شود.

سازمان همكاريهاي شانگهاي سال ۱۹۹۷ در شانگهاي چين توسط پنج كشور چين ، روسيه ، قزاقستان ، قرقيزستان و تاجيكستان تشكيل شد و در ۱۵ژوئن ۲۰۰۱ميلادي ( ۲۶خرداد ۱۳۸۰) ، ازبكستان نيز به اين سازمان پيوست .

سازمان شانگهاي در بدو تاسيس ، توسعه مناسبات اقتصادي ميان اعضا را هدف خود قرار داده بود ، اما همانطور كه انتظار مي رفت و بواسطه مسايل و مشكلات عديده سياسي و نظامي ميان اعضاي بنيانگذار به تدريج ساختي سياسي پيدا كرد اگر چه كوشيد روابط اقتصادي را نيز مورد توجه قرار دهد.

سازمان شانگهاي از ايده هاي " دنگ شيائوپينگ " رهبر فقيد چين و معمار اصلاحات اقتصادي اين كشور است و ابتكار عمل تشكيل سازمان را نيز او در سال ۱۹۹۷ميلادي در بندر شانگهاي چين بر عهده داشت.

چين از دهه ۱۹۸۰ با اولويت دادن به همكاريهاي اقتصادي خود با جمهوريهاي مستقل شده از سابق شوروي ، فراز جديدي را در روابط خود با اين كشورها گشود و توانست حجم مبادلات بازرگاني اش را با پنج كشور اسياي مركزي در مدت دو سال از ۱۹۹۰تا ۱۹۹۲ ده برابر افزايش دهد و به ۴۶۵ ميليون دلار برساند كه اين رقم اينك تنها در معامله با سه كشور قزاقستان ، قرقيزستان و ازبكستان نزديك به ۳ميليارد دلار است.

رابطه با جمهوريهاي مستقل شده از سابق شوروي به ويژه در آسياي مركزي به عنوان سرزميني وسيع بين آسيا و اروپا و شرق و عرب آسيا ، همواره براي چين حائز اهميت بوده است . منطقه آسياي مركزي در دوران حيات شوروي براي تبديل بيش از ۶۰درصد مواد اوليه خود به روسيه وابسته بود و در حدود ۶۰درصد كالاهاي صنعتي شوروي در جمهوري روسيه و فقط ۵/۰تا ۵/۱در صد آن در اسياي مركزي ساخته مي شد و قسمت اعظم بازرگاني اين منطقه با روسيه و در صد ناچيزي از آن در داخل منطقه صورت مي گرفت .

علاوه بر بازرگاني ، همكاري در زمينه اقتصادي و فني بين چين و آسياي مركزي نيز در سالهاي اخير و به ويژه پس از سال ۱۹۹۵ كه " زمين " رييس جمهوري وقت چين در اولين سفر خود به كشورهاي آسياي مركزي پس از فروپاشي شوروي از سه كشور ازبكستان ، قرقيزستان و قزاقستان ديدن كرد ، رو به توسعه و گسترش بوده است. چين خوب مي داند كه منابع معدني سرشار و متنوع جمهوري هاي آسياي مركزي در قرن آينده تنظيم كننده روابط اقتصادي آنها با ديگر كشورها خواهد بود و از اين روست كه با نهايت سرعت سعي دارد تا جاي پاي خود را در منطقه بيابد و فرصتهاي از دست رفته را كه به ويژه در سالهاي اول فروپاشي اتحاد شوروي در منطقه به دست آمريكا افتاد ، محكم سازد.

واقعيت اين است كه كشورهاي آسياي مركزي در نتيجه نظام اقتصادي كه دوران سلطه اتحاد شوروي بر آنها تحميل كرد ، به واردات وابسته اند و در اين ميان و در شرايط فعلي ، راههاي چين و اقتصادي تر از آن ايران ؤ مناسب ترين راه براي صدور توليدات آنها و واردات نيازهايشان است.

با اين همه ، آنچه كه پكن را از زمان استقلال كشورهاي اسياي مركزي نگران كرده است و اين نگراني در ميان كشورهاي ديگر عضو سازمان شانگهاي كه از سابق شوروي مستقل شده اند نيز ديده مي شود ، مساله اقوام مختلف كشورهاي منطقه در خاك كشور و يا كشورهاي مقابل است و دراين ميان چين بيشتر از همه نگران حضور و فعاليتهاي " ايغور"هاي استقلال طلب است كه شمار بسياري از آنها در آسياي مركزي و به خصوص در خاك قزاقستان كه با چين و ايالات عمدتا ايغور نشين آن " سين كيانگ " با به قول ايغورها " تركستان شرقي " همساية است ، ساكن هستند.

پكن از هر گونه بي ثباتي در كشورهاي همسايه خود در آسياي مركزي نگران و به خوبي واقف است كه در صورت ناامن شدن مرزهاي اين كشورها با چين و تحريك اقوام ( قزاق ، تاجيك ، ازبك ، قرقيز ، ايغور و... ) كه در دو سوي مرز در خاك چين و كشورهاي آسياي مركزي ريشه دارند ، امنيت آن به خطر خواهد افتاد . كارشناسان سياسي از همين ديد به سفر اخير اسلام كريم اف رييس جمهوري ازبكستان به پكن مي نگرند كه بعد از حوادث خونبار "انديجان " و كشته شدن صدها ناراضي ازبك صورت گرفت ، ولي پكن ترجيح داد چشم به روي اين حوادث ببندد و از اسلام كرين اف در بالاترين سطح استقبال كند.

مبارزه با تروريسم ، جدايي طلبي و افراط گرايي و ايجاد جو اعتماد و كاهش نيروهاي مسلح مرزي ( بويژه بين چين و كشورهاي مستقل شده از سابق شوروي ) و حفاظت از امنيت كشورهاي عضو همراه با توسعه مناسبات اقتصادي ، فصل مشترك انتظارات و خواسته هاي همه كشورهاي عضو شازمان شانگهاي است و دراين ميان ايران ، هند و پاكستان ، به نظر مي رسد به توسعه مناسبات اقتصادي خود با يكديگر و ديگر اعضا در قالب اين سازمان اهميت بدهند. ايران يكي از شركاي بزرگ چين و روسيه است و سطح روابط اقتصادي كشورهاي عضو سازمان شانگهاي هم در قالب اين سازمان و هم در چارچوب سازمانهاي ديگر جهاني و منطقه اي مانند اكو - آ سه آن - سازمان همكاريهاي خزر و ... قابل ملاحظه است .

عضويت در سازمان شانگهاي براي سه كشور ايران ، پاكستان و هند اين فرصت را در عين حال فراهم خواهد كرد تا با كمك اقتصادي به خصوص روسيه و چين ، دو كشور توانمند اقتصادي و صنعتي ، و بهره گيري از منابع ديگر كشورهاي عضو بتوانند خط لوله گازي را كه سالهاست صحبت از اجراي آن بين سه كشور مي رود ، اجرايي كنند . براي ايران ، پاكستان و هند عضويت در سازمان شانگهاي اين امتياز را همچنين خواهد داشت كه بتوانند به تعاملات سياسي و اقتصادي جهاني و منطقه اي خود و ديگر كشورها ابعاد تازه اي ببخشند و بر تعداد بازيگران اصلي بويژه در صحنه هاي منطقه اي بيفزايند.

Sunday, June 05, 2005



چهارشنبه شب ، يك جشن ملي براي ملتي شاد و سربلند
چهارشنبه شب اين هفته تيم ملي فوتبال جمهوري اسلامي ايران در تهران مقابل تيم بحرين قرار مي گيرد . يك برد و يا حتي يك مساوي مجوز ورود مستقيم تيم ايران به جرگه بزرگان فوتبال جهان در جام جهاني ۲۰۰۶آلمان خواهد بود امري كه تحقق آن آرزوي هر ايراني و احتمال آن نيز هيج بعيد نيست . شادي و ابراز خرسندي از اين موفقيت توام با حفظ نظم عمومي حق هر ايراني است و آنچه وظيفه مسوولين و مديران كشور است ، فراهم آوردن همه زمينه ها براي اين شادي ملي و بهره گيري يكايك ما از آن براي تقويت وحدت ملي است.
در تقويم كشور ما مناسبت هاي غم و شادي بسياري ثبت شده است،اما همگان تاييد مي كنند كه بيشتر فرصت هاي تقويمي ما مناسبت هاي غمبار و سوگواري است كه توسط رسانةها و متوليان امور فرهنگي و اجتماعي با انبوه برنامه ها تقويت مي شود.
جايگاه فوتبال در زندگي مردم جهان از جمله ايران از يك پديده عادي گذشته و به يك آرمان تبديل شده است . برد و باخت در فوتبال با مرگ و زندگي برخي از مردم گره خورده است . ايست قلبي و سكته برخي از طرفداران تيم هاي ورزشي بر اين ادعا صحه مي گذارد. ايران داراي ساختار جمعيتي جوان است كه نياز به هيجان و شادي را در آنها دو چندان مي كند و نمودهاي اين هيجان را مي توان در هنگام مسابقات ورزشي بخصوص فوتبال مشاهده كرد.
روانشاسان و جامعه شناسان اذعان دارند كه فراهم آوردن فرصت بروز هيجانات و احساسات نيروي جوان از بجران يك جامعه افسرده و پرخاشگر در آينده جلوگيري خواهد كرد. عمر شادي هاي دسته جمعي به مناسبت پيروزي هاي ملي در ايران چندان طولاني نيست .اولين بار پس از پيروزي تيم ملي فوتبال ايران در مقابل استراليا و صعود كشورمان به جام جهاني ۹۸فرانسه مردم با حضور در خيابانها شادماني خود را از اين پيروزي نشان دادند . حركتهاي مشابه اي كه از آن پس در پي موفقيتهاي تيم هاي ورزشي انجام شد ، اگر چه در ميان طرفداران ورزش به شكل يك برنامه عادي در مي آمد ، اما مديريتي براي اين شادي ها ايجاد نشد و از اين رو بود كه كارناوالهاي شادي كه پس از پيروزي ورزشي سال ۷۶به راه مي افتاد ، از نگاه عده اي رنگ و بوي سياسي داشت كه علت اصلي آن نيز به باور عموم تحليلگران اجتماعي تعريف نشدن شادي و سرور بود. اينگونه شادي هاي خود جوش ، ناشي از عشق عميق مردم به وطن دانستة مي شود و تجمعات سرور آميز مردمي نمود اجتماعي يك " واقعه ملي " و بيانگر نزديكي و همدلي مردم و احساس مشترك و توجه آنها به وقايع كشورشان است .اگر چه رسانه خارجي و محافل بيگانه همواره سعي داشته اند از تجمعات شاد مردمي سوء استفاده كنند و آن را حركتهاي ضد نظام معرفي كنند، اما جوانان آگاه راه خود را از آنان جدا كرده و مي كنند . آنها در اين راه نيازمند همدلي نيروهاي دولتي و مسوولان هستند تا باهدايت و همراهي و " مديريت شادي " ، امكان سياسي كردن اين گونه تجمعات را به صفر برسانند . شادي و نشاط اجتماعي نبايد رنگ و بوي سياسي به خود بگيرد و دستمايه جدال ميان گروهها شود. شرايط كنوني فرصت مناسبي است تا فرهنگ نشاط و شادي در جامعه ايجاد شود. هشت سال حنگ تحميلي و تبعات آن و حوادث و تنش هاي متعدد داخلي و منطقه اي در سالهاي اخير ، فرصت شادي و آموختن روش درست آن را از مردم گرفته است . شرايط كنوني كه انتخابات رياست جمهوري در پيش است و بيش از هر زمان ديگري به نمايش " همبستگي ملي " نياز داريم ، فرصت بسيار مناسبي است تا به اين نياز جمعي پاسخ داده شود و براي هدايت شادي هاي به جاي مردم ، برنامه ريزي شود.
بايد باور كنيم كه حركتهاي مردم به خاطر افتخارات جوانان در عرصه هاي ورزشي امري طبيعي است. مردمي كه شادي مي كنند ، غريبه نيستند . آنها همان مردمي هستند كه انقلاب را به پيروزي رساندند و حماسه هشت سال دفاع مقدس را خلق كردند. بايد باور كنيم به رسميت نشناختن حركت هاي شادي طلب جوانان پر انرژي ، فرصتي را فراهم مي كند كه فرصت طلبان با نفوذ به محافل جشن آنان ، جوانان را متهم به بي نظمي و اخلال گري كنند اين در در حالي است كه مسوولان امنيتي و انتظامي كشور خود بارها سياسي بودن حركتهاي شاد جوانان را رد كرده و تصريح كرده اند :" ما اعتقادي به سياسي بودن آن نداريم ."
نيروي انتظامي كه در سالهاي اخير نقش حساس و در عين حال تحسين برانگيزي در برقراري نظم و امنيت داشته ، حتما اين بار هم با شادي هاي مردمي همراهي خواهد كرد و از حوادثي كه ممكن است باعث سوء استفاده شود جلوگيري مي كند . در هر حال چهارشنبه شب اين فرصت براي مقامات و مسوولين كشور با همت جوانان دلاور فوتباليست ايراني فراهم خواهد شد تا با برگزاري جشني ملي " نشاط مشاركتي " را بنا نهيم و فرصت يادگيري راه و رسمي شادي را هم براي خود و هم براي ديگران فراهم كنيم .

دوستان و سروران گرامي
برخي خدمات دهندگان اينترنتي مانند خبرگزاري جمهوري اسلامي ، اين وبلاگ را به روي كاربران خود " پروكسي" كرده اند . در صورتي كه شما از آن دسته دوستان عزيزمن هستيد كه براي دسترسي به شبكه اينترنت از خدمات دهندگاني استفاده مي كنيد كه وبلاگ بنده را پروكسي كرده اند ، لطفا به من افتخاربدهيد و نوشته هاي من را كه همزمان با چاپ در روزنامه بروي وبلاگ ديگرم به آدرس :ر
مراجعه فرماييد.ر