Tuesday, May 10, 2005

خطر انحلال ! حيات تنها نهاد آموزش حرفه اي رسانه اي كشور را تهديد مي كند
------------------------------

شورايعالي اداري روز شنبه هفته آينده تشكيل جلسه مي دهد تا در آخرين روزهاي كار دولت سيد محمد خاتمي كه توسعه نهادهاي علمي و دانشگاهي را از افتخارات خود مي داند ، درباره انحلال و يا بقاي " دانشكده خبر " تنها نهاد علمي كاربردي كشور در عرصه رسانه اي تصميم بگيرد.ر
بهانه ي تعطيلي دانشكده خبر با بخشنامه مورخ ششم تيرماه سال 83 رييس جمهوري كه در آن تمركز آموزش عالي كشور در وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري و سوق دادن دستگاه هاي اجرايي به سمت وظايف اصلي و تخصصي خود مورد تاكيد قرار گرفته بود ، به دست شورايعالي اداري داده شد تا طرح انحلال دانشكده خبر را مورد بررسي قرار دهد ، چون اين دانشكده به خبرگزاري جمهوري اسلامي وابسته است و از نهادهاي اداري و نه نهاد علمي و دانشگاهي محسوب مي شود! از همان ابتداي شروع بحث انحلال و با همان استدلالهايي كه بزرگان سياست و دانش در سال 1376 تشكيل دانشكده را يك ضرروت غير قابل ترديد براي كشور در دنياي بسيار پيچيده ارتباطات كنوني در سطح جهان خوانده بودند ، اساتيد ، صاحب نظران ، پيشكسوتان و دست اندركاران رسانةاي كشور با هر سمت و سوي فكري و سياسي و دانشجويان حوزه ارتباطات و اطلاع رساني با طرح دلايلي عديده نه تنها دانشكده خبر را مستثني از قاعده ترسيم شده در بخشنامه دانستند ، بلكه در نوشته ها ، بيانيه ها و اظهار نظرهايي خواهان آن شدند تا دانشكده خبر كه ثمره وجودي آن با تربيت دهها كارآزموده متخصص به اثبات رسيده ، مورد حمايت و پشتيباني همه جانبه قرا رگيرد ، تا اساسي ترين نياز حوزه ارتباطات كشور كه همانا نيروي انساني متخصص ، كارآزموده و تحصيل كرده باشد ، تامين گردد.ر
در دلايل بزرگان و پيشكسوتان براي پرهيز دادن شورايعالي اداري از رفتن به سمت تصميم گيري جهت انحلال دانشكده خبر ، نكات عديده اي توجه داده شده است از جمله گفته مي شود كه اين دانشكده براساس مجوز دفتر گسترش آموزش عالي تاسيس شده و اساسنامه آن در وزرات علوم ، تحقيقات و فناوري به عنوان زير مجموعه دانشگاه جامع علمي كاربردي تصويب شده است و لذا كليه فعاليتهاي علمي - آموزشي آن از گزينش دانشجو تا محتوي و روش تدريس و فارغ التحصيلي ، طبق ضوابط وزارت علوم و با نظارت دانشگاه جامع انجام مي گيرد.ر
نكته ديگر : رشته هاي مصوب مورد اجرا در اين دانشكده بر اساس نياز روز روزنامه نگاران طراحي شده و در كميته هاي مختلف و بالاخره در شورايعالي برنامه ريزي وزارت علوم مورد تصويب قرا رگرفته است . اين دانشكده و رشته هاي آن ، تكرار هيچ دانشكده و رشته اي در بين مجموعه دانشكده ها و مراكز آموزش عالي كشور نيست و در حال حاضر نيز اين رشته ها در هيچ يك از مراكز آموزش عالي دولتي و غير دولتي وجود ندارد.ر
از ديگر استدلالها در ضرورت حيات دانشكده خبر ، استفاده دانشكده از نظام آموزشي نوين و تقاضا محور علمي كاربردي به منظور ارتقاء سطح كمي و كيفي نظام رسانه اي كشور و با استفاده از دانش روز رسانه اي جهان مي باشد.ر
دانشكده خبر در طول فعاليت خود ، اقدام به جذب داوطلبان آزاد و نيز شاغلان در رسانه ها نمود و دهها تربيت شده اين دانشكده هم اكنون در رسانه هاي مختلف مشغول به كار مي باشند ، ضمن آن كه همچنان تقاضا براي به كار گرفتن دانش آموختگان اين دانشكده بسيار بالاست .ر
هم اينك دانشكده خبر مركز تعليم و تعلم شمار زيادي از اصحاب قلم و رسانه ها در سراسر كشور است كه اين امكان در ساير مراكز آموزشي براي اصحاب رسانة ها فراهم نمي باشد ، علاوه بر اينها:ر
رشته هاي تحصيلي دانشكده خبر براساس تجزيه و تحليل مشاغل صورت گرفته و هر درس بر اساس كار و پاره كارهاي مربوط به يك شغل تعريف شده است و پاسخگوي يك مهارت خاص در حرفه خبرنگاري مي باشد ، لذا محدود كردن آن به يك دوره دو ساله تنها تلف كردن هزينه و وقت خواهد بود ، لذا اين رشته ها به تبعيت از كليه رشته هاي مشابه در ايران و ساير كشورها بصورت يك دوره چهار ساله با هدف تربيت خبرنگاران متخصص طراحي شده است و دقيقا در اجراي اين دوره تمامي قوانين و مقررات علمي كاربردي اجرا مي شود.ر
پيشنهاد تشكيل اين دانشكده توسط ايرنا و حمايت نسبي از فعاليت آن ، تنها به دليل وجود ضرورت و نياز وسيع موجود در كشور به ايجاد يك مركز آموزش عالي رسانةاي بوده است . اكنون اين برعهده شورايعالي اداري است كه در اين زمينه اخد تصميم نمايد اما اصل ضرورت وجودي اين دانشكده مساله اي است كه اظهار نظر درباره آن تنها در صلاحيت وزارت علوم و شخص وزير علوم ، تحقيقات و فناوري است ر
با اين توضيحات حداقل انتظار اصحاب رسانةها و علاقه مندان به كار در حوزه رسانه اي اين است كه با توجه به وضعيت كنوني نظام خبر رساني و اطلاع رساني در كشور و نقش موثر و فعال نيروهاي شاغل در حوزه خبر رساني در برنامه هاي توسعه سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي كشور ، موجوديت دانشكده خبر تحت نظارت دانشگاه جامع علمي كاربردي و وزارت علوم تثبيت شود تا آنچه ساخته شده ويران نگردد و نگرانيهاي وسيع موجود در سطح رسانه ها براي به خطر افتادن موجوديت تنها نهاد آموزش حرفه اي رسانه اي در كشور بر طرف شود.ر
انشاالله

Monday, May 09, 2005

سوء تفاهمي جزئي و اقدام نسنجيده امارات
-----------------------------------

امارات عربي از بدو حيات سياسي اش در ابتداي دهه 70 قرن گذشته ميلادي ، روابط سياسي اش با جمهوري اسلامي ايران را تحت تاثير يك ادعاي بي اساس قرار داده و همين ادعا موجب آن شده است تابه رغم همه اشتراكات و نزديكي ها ، روابط ابوظبي با تهران ، در كمتر مقطعي آنچنان گرم باشد كه شايسته دو همسايه است .ر
امارات عربي كه هدايت امور سياسي آن برعهده شيخ نشين ابوظبي است در " سوء تفاهمي " كه گرفتار آن شده بر اين مدعاست كه سه جزيره ايراني تنب بزرگ ، تنب كوچك و ابوموسي به اين شيح نشين تعلق دارد . ابوظبي با اين باور سالها كوشيده است تا از مجاري مختلف از كانالها و مجاري شناخته شده بين المللي تا تبليغات فراوان با دلارهاي نفتي ، اين ادعا را پيش ببرد .ر
ابوظبي در تازه ترين اقدام سياسي خود از سفير امارات نزد سازمان ملل خواسته است تا از دبير كل اين سازمان بخواهد تا به ادعاي آن در خصوص مالكيت سه جزيره ايراني رسيدگي كند و اين ادعا را براي طرح در شوراي امنيت بفرستد . در نامه سفير ابوظبي به كوفي عنان ادعا مي شود:" از آنحا كه راههاي مسالمت آميز ، مذاكره مستقيم و ارجاع به ديوان بين المللي لاهه به نتيجه اي براي حل اختلاف منجر نشده ، خواهان آن هستيم كه شوراي امنيت به اين موضوع رسيدگي كند." بي ..بي.سي 18-02-84
در اين نامه چند نكته وجود دارد كه مروري بر پرونده ادعاي امارات و نحوه رفتار ايران با آن نشان مي دهد ، امارات حتي در طرح موضوع نزد دبير كل سازمان ملل به قلب حقايق روي آورده است . پرونده ديپلماسي دو طرف روي موضوع نشان مي دهد اين جمهوري اسلامي ايران بوده است كه از ابتدا ابوظبي را به نشستن پشت ميز مذاكره و رفع سوء تفاهم دعوت كرده و بارها وزيران امور خارجه اش را براي گفتگو به ابوظبي فرستاده است ، حال آنكه امارات نه تنها از اين دعوتها استقبال نكرده ، بلكه برخلاف سنت و ادب ديپلماتيك وزيران خارجه اش را براي پاسخگويي به سفرهاي صورت گرفته به تهران نفرستاده است و ديوان داوري و راي و نظر آن زماني وجاهت دارد كه صلاحيت آن مورد تاييد و پذيرش دعوا باشد.ر
امير نشين ابوظبي بخوبي مي داند كه حتي در صورت ارجاع پرونده مورد ادعا به شوراي امنيت و حمايت حاميانش بخصوص ايالات متحده آمريكا و انگليس با چه دشواريهايي روبرو خواهد بود. تحت تاثير شرايط بين المللي و حمايت حاميان ممكن است سفير ابوظبي بتواند نزد شوراي امنيت اقامه دعوت كند اما پيش بردن آن به اين سادگي كه وزارت امورخارجه ابوظبي گمان آنرا كرده است ، نيست . امارات براي اثبات ادعايش بايد مدارك و اسناد و شواهد زيادي ارايه كند كه از جمله آنها حتما اسناد و نقشه هاي موسسه جغرافيايي سلطنتي انگليس است كه نشان مي دهد ، نه تنها جزاير سه گانه بلكه بسياري از واحدهاي سياسي كنوني منطقه از جمله امارات زماني جز خاك ايران و يا تحت حاكميت و اعمال قدرت آن بوده است.ر
براساس منشور ملل متحد ، اعضاي اين سازمان حق دارند دعواهاي حقوقي را در شوراي امنيت مطرح كنند ولي براي آنكه دعوا را مطرح كنند و شورا بپذيرد كه به آن رسيدگي كند بايد مدارك كافي و مداركي كه حداقل آن گروهي كه مي خواهند آنرا در سازمان ملل مطرح كنند ، قانع سازد كه ادعا حداقل در چهارچوبي كه قابل قبول باشد ، مطرح شود . امارات اين شيوه را در سال 1971 آزموده است ." شوراي امنيت آن سال "" اصلا "" حاضر نشد ادعاي امارات را از آن رو كه فاقد سند و مدرك قابل پذيرش بود بپذيرذد و آنرا مورد رسيدگي قرار دهد ." بي.بي.سي 18-02-84 .امارات امروز با اين گمان كه شرايط بين المللي به نفع آن است راه رفته را مي خواهد دوباره بيازمايد .روشن است كه امارات از سال 1971 تاكنون به دنبال جمع آوري شواهد و مداركي بوده است كه بتواند ادعايش را ثابت كند و در مقابل ايران نيز كه از ابتدا دست خالي نبوده ، مدارك انبوهي در اختيار داشته و دارد كه نشان دهد ادعاي امارات يك توهم " بيشتر نيست .ر
روشن است دولت ابوظبي تحت تاثير كدام جريانات سياسي در جهان و منطقه قرار دارد . ابوظبي از اين رو مقطع كنوني را براي طرح ادعايش در شوراي امنيت مناسب ديده است كه ايران در صحنه داخلي انتخابات رياست جمهوري را در پيش روي دارد و در صحنه جهاني روابط تهران با غرب تحت تاثير پرونده برنامه هاي هسته اي مسالمت آميز ايران قرار گرفته است . موفقيت مردم و دولت ايران در برگزاري انتخاباتي پرشور براي برگزيدن رييس جمهوري جديد كشور در آينده اي نزديك و هم نظري هم قوا و مردم در كشور در خصوص ادامه دادن به برنامه هاي هسته اي مسالمت آميز هسته اي همزمان با جلب اعتماد عمومي ديگر بار نشان خواهد كه نه تنها ابوظبي بلكه محركان برون منطقه اي آن نيز دچار چه خطايي در " تشخيص ديپلماتيك " شده اند.ر
اگر ابوظبي بر اين باور است كه " لابي ايران با قدرتهاي بزرگ در 1971 موجب آن شد شوراي امنيت سازمان ملل ادعاي آنرا نپذيرد " بي.بي.سي.18-02-84 و اگر امارات بر اين گمان است كه " شرايط بين المللي بويژه با اختلافاتي كه بين ايران و آمريكا وجود دارد امروز به نفع آن است " بي.بي.سي 18-02-84 حتما اين را هم مي داند كه عوامل متعددي در تصميمات نهادهاي جهاني تاثير گذار هستند كه يكي از آنها بازيگران است ، حتي اگر آن بازيگران آمريكا و انگليس باشند .ر
ابوظبي هنوز مزه بحران مالي دهه 90 قرن گذشته ميلادي را زير زبان خود دارد ، بحراني كه تنها در طول چند روز بزرگترين بانك اين امير نشين را به ورشكستگي كشاند و سهام عمده امير و نفوذ سياسي و اقتصادي او نيز نتوانست جلوي اين ورشكستگي را بگيرد. مبادلات تجاري رسمي بين ايران و امارات به بيش از 6 ميليارد دلار بالغ مي شود و اگر ارزش تجارتهاي چمداني را به آن بيفزاييم اين حجم حتما رقم قابل ملاحظه اي تكان خواهد خورد . خود همين رقم و انبوه سرمايه هاي ايراني و نيروهاي متخصص و كار ورزيده آن كه در امارات بكار گرفته شده و يا بكار مشغولند ، حيات اقتصادي اين امير نشين را تا به آنجا به رابطه با ايران پيوند زده است كه عموم كارشناسان اقتصادي معتقدند اگر ايران گوشه چشمي به سرمايه گذاران خود نشان دهد و يا وزارت بازرگاني و گمركاتش را با بخشنامه اي هدايت كند ، كاملا به خطر خواهد انداخت و فلسفه وجودي بسياري از زير ساختهاي اقتصادي در امارات از بين خواهد رفت .ر
انتظاري كه وجود دارد همانگونه كه حميد رضا آصقي سخنگوي وزارت امورخارجه ايران روز يكشنبه اين هفته بيان كرد ، اين است كه دولت امارات براي تقويت همكاريها و همگرايي منطقه اي براي خدمت به منافع كشورها و مردم آن و تحكيم ثبات و امنيت اين منطقه حياتي حركت كند و از دامن زدن به مسائل تنش زا در شرايطي كه منطقه نياز به آرامش و صلح براي توسعه و شكوفايي دارد ، اجتناب ورزد و بداند كه تنها راه حل سوء تفاهم جزيي پيرامون جزيره ابوموسي گفتگوهاي دو جانبه در فضايي دوستانه و بدور از جنجال است . ايرنا- 18-02-84
سوء تفاهم جزيي كه ايران دولت امارات را به گفتگو براي حل آن دعوت كرده ، احوال شخصي آندسته از ساكنان جزيره ابوموسي است كه اوراق هويتي آنان به شيح نشين شارجه يكي از امير نشين هاي امارات عربي تعلق دارد .ر

Friday, May 06, 2005

انتقادهاي آيت الله شاهرودي و انتظار از وي
-----------------------------------
آيت الله هاشمي شاهرودي رييس قوه قضاييه روز چهارشنبه اين هفته در سخناني در جمع عده اي از مقامات قضايي " از بدرفتاري و بي قانوني جاري " در دادسراها و ساير بخشهاي قوه قضاييه به تندي انتقاد نمود و متعاقب آن در بخشنامه اي به دادگستريهاي سراسر كشور ، توقف رويه اي را كه در سخنراني خود به آن اعتراض كرده بود ، الزامي ساخت .ر
آيت الله شاهرودي در دستورالعمل خود تاكيد مي كند كه دادستان شخصا بايد بازجويي را برعهده بگيرد و بدون نظارت و حضور او هيچ تحقيقي توسط ضابطان قضايي مجاز نيست و قرار تامين بايد مناسب و متناسب با نوع جرم صادر شود و اين امر نبايد به ضابطين محول شود و تحت هيچ شرايطي آزادي متهم منوط به سپردن تامين به ضابطين دادگستري نيست.ر
رييس قوه قضاييه كه در بدو پذيرش اين مسووليت ، نهاد قضايي كشور را " ويرانة" اي توصيف نموده بود ، پيش از اين نيز در سخنان و بخشنامه هايي رفتار برخي مسوولين در اين نهاد با متهمين را مورد انتقاد قرار داده بود و از آنها خواسته بود تا عملكرد خود را در چارچوب قانون قرار دهند .ر
اينكه رياست قوه قضاييه پس از سالها رياست بر اين نهاد و بارها تذكر ، براي چندمين بار ناچار مي شود همان تذكراتي را تكرار كند كه بارها بر آن تاكيد كرده است ، جز وجود يك جريان مقاوم در برابر دستور بالاترين مسوول نهاد قضايي كشور در اين نهاد ، نشانه امر ديگري نمي تواند باشد .ر
مواردي مانند پرونده سازي خارج از دادسرا ، ارجاع بي حساب پرونده ها به نيروهاي انتظامي و اطلاعاتي و ديگر موضوعاتي كه رييس قوه قضاييه از آنها بشدت انتقاد كرده است ، بارها در رسانه ها نقل شده بود كه باانكار برخي مسوولين در همين قوه مواجه گرديده و رد شده بود و اين بار انتظار مي رود ، انتقادها و دستورالعمل متعاقب آن جناب آيت الله هاشمي شاهرودي به تغييراتي اساسي و محسوس در روند امور قضايي كشور منجر شود.ر
كم نيستند افرادي كه به شيوه هاي انتقاد شده توسط رياست قوه قضاييه پرونده هايي عليه آنها در محاكم قضايي طرح و بعضا به صدور راي نيز انجاميده است و يا ادعاي آنرا دارند ، در اولين قدم در اجراي دستورالعمل رياست قوه قضاييه ، اين انتظار وجود دارد كه ايشان با تعيين هياتي دستور دهند پروندهايي كه گمان آن مي رود و يا مدعياني دارد كه اصرار بر كسب اقارير و تهيه مستندات از طريق غير قانوني و مورد انتقاد آيت الله شاهرودي دارند ، مورد بازنگري قرار گيرد .ر

Tuesday, May 03, 2005

ايران پيروز مبارزه ژئوپولتيك با آمريكا
---------------
راه آهن بافق - مشهد روز سه شنبه گشايش يافت . يا بهره برداري از اين خط آهن شبكه ريلي ايران عملا تكميل مي شود و اقتصاد ملي ايران كه بواسطه كامل نبودن خطوط آهن در شرق كشور ، با اقتصاد ملي پيوند محكمي نداشت ، استحكام مي يابد. ر
راه آهن بافق - مشهد با طول 800 كيلومتر در ادامه خط آهن ابريشم احداث شده است كه ارتباطات شرق وغرب جهان را از راه ايران تسهيل مي كند.ر
اجراي و بهره برداري از اين خط آهن با ويژگيهايي متعدد بار ديگر تاييدي بر اين مدعا است كه منطقه و جهان نمي تواند نقش و موقعيت ايران را در روابط منطقه اي و جهاني ناديده بگيرد .ايران در منطقه اي از جهان قرار گرفته است كه به تعبير سيد محمد خاتمي رييس جمهوري " بحراني ترين نقطه جهان " ا ست ، با اين وجود آنقدر به ثبات خود اطمينان دارد كه دست به اجراي طرحهاي بزرگي چون اجراي راه آهن بافق - مشهد مي زند و براي اجراي آن سرمايه گذاريهاي هنگفتي به عمل مي آورد.ر
در معادلات سياسي و استراتژيك امروز دنيا ، سهم گيري در معادلات حمل و نقلي بخصوص حمل و نقل ريلي به جهت ويژگيهاي آن جاي خاصي دارد . موقعيت بي بديل ايران در جغرافياي منطقه و جهان اين فرصت را به ايران داده است كه با ارايه كوتاه ترين فاصله و در عين حال امن ترين راهها ، ارتباطات حمل و نقلي بخش بزرگي از جهان را كه رشد بسيار بالايي نيز در اقتصاد خود دارد ، فراهم آورد و اجراي خط آهن بافق - مشهد اين موقعيت را دو چندان مي كند . ر
راه آهن بافق - مشهد كه در ادامه پروژه بزرگ و بين المللي مشهد - سرخس - تجن ( در سال 1375مورد بهره برداري قرار گرفت )به اذعان عموم صاحبنظران و آگاهان به مسايل سياسي و استراتژيك ، با اهميت ترين طرح اقتصادي در سطح منطقه و حتي فرا تر از آن در سطح جهاندرسالهاي آغازين قرن 21است . با بهره برداري از شبكه راه آهن مشهد - تجن عملا شرق و غرب جهان ، از مرزهاي چين در كناره اقيانوس آرام تا آخرين نقطه در غرب اروپا به هم متصل شد و اينك با گشايش راه آهن بافق - مشهد خليج فارس نيز به اين شبكة بزرگ متصل مي شود و مبادلات اقتصادي جهاني تسهيل مي گردد كه تاثيري بسيار عميق در توسعه مناسبات دولتها و ملتهاي منطقه خواهد داشت . ر
اجراي راه آهن بافق - مشهد نشانه ديگري از پيشتازي ايران در عرصه هاي اقتصادي و سياسي منطقه است كه ايران را در برابر آمريكا كه سا لهاست مي كوشد تا اين كشور را از معادلات اقتصادي سودمند منطقه مانند صدور نفت دور نگه دارد ، پيروز مبارزه ژدوپولتيكي مي سازد .ر
نورسلطان نظربايف رييس جمهوري قزاقستان در كتاب خود تحت عنوان " در آستانه قرن 21" در توصيف موقعيت ايران پس از مروري بر سوابق مخالفت آمريكا با صدور نفت كشورش ازراه ايران كه فارغ از تعارفات ديپلماتيك مرسوم صورت گرفته است ، درباره موقعيت ايران در منطقه و نقش آن در روند اقتصادي و سياسي منطقه مي نويسد :" موقعيت حساس و استراتژيك جغرافيايي ايران از جمله ديگر زمينه هاي اهميت روابط ما ( قزاقستان ) با اين كشور (ايران ) است . ايران پنچره اي رو به جهان براي ما است . ايران از بانفوذترين و مهمترين كشورهاي شركت كننده در روند اقتصادي و سياسي در منطقه و جهان اسلام بوده و هست ."ر


Monday, May 02, 2005

!! در اين باره دوست ندارم بنويسم
-------------------------

روزنامه شرق در شماره روز يكشنبه 11ارديبهشت امسال (1384) خود در صقحه اخبار انتخابات رياست جمهوري به نقل از دكتر علي اكبر ولايتي وزير پيشين امورخارجه ، عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام و... كسي كه در دوران وزارت او واقعه مورد بحث در نقل قول رخ داد ، نوشت : ماجراي ميكونس (رستواني در آلمان كه در يك عمليات مسلحانه در آن عده اي از سران كرد مخالف كشته شدند) و قتل بختيار ( آخرين نخست وزير رژيم پهلوي ) به مصلحت نظام نبود
روزنامه شرق در خبري ديگر در روز دوشنبه 12ا رديبهشت امسال (1384) از آقاي محسن رضايي فرمانده پيشين سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و دبير كنوني مجمع تشخيص مصلحت نظام و داوطلب نامزدي انتخابات رياست جمهوري اين مطلب را تيتر كرد كه : دولتي ها در مواد مخدر نقش دارند
روزنامه در ادامه خبر خود كه منبع آنرا خبرگزاري فارس ( نزديك به جناح فكري آقاي محسن رضايي ) ذكر كرده نوشته است كه دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در مراسم اختتاميه نشست كميته دانشجويي ستاد انتخاباتي خود در مجتمع فرهنگي ثارالله ( تا آنجايي كه بنده اطلاع دارم اين مجتمع متعلق به سپاه و محل آن در انتهاي خيابان پيروزي است ) گفته است :" متاسفانه فساد در درون حكومت زياد شده است به طور مثال فكر مي كنيد چرا مسئله مواد مخدر با اين همه امكانات و پيگيري حل نمي شود ، براي اينكه خود دولتي ها در آن دست دارند ، چرا كه امكان ندارد بدون ارتباط عوامل دولت چنين معضلي باقي بماند و بايد از دولتي كه نماينده دلالان و رانت خواران باشد ترسيد و واي به حا ل دولتي كه نماينده اين عده باشد . ر
در مطلبي ديگر شرق در روز دوشنبه نوشت كه علي لاريجاني رييس پيشين سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و عضو شورايعالي امنيت ملي و... و يكي ديگر از داوطلبان نامزدي نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در سفري تبليغاتي به بندر انزلي و پس از برشمردن بخشي از كارنامه خود در مقام رياست سازمان صدا و سيما و بيان ديدگاه خودش كه " سرمايه بايد در دست عموم مردم باشد نه در دست افراد خاص " و انتقاد از شكل كنوني خصوصي سازي گفته است :" زماني كه ما در تلويزيون دادگاه برخي از افراد را كه در تضييع بيت المال دست داشتند ، پخش مي كرديم ، آن قدر داد و بيداد راه مي انداختند كه " آبروي جمهوري اسلامي رفت " و " به جمهوري اسلامي لطمه خورد و....ر
نتيجه : دردم نهفته به ، زين طبيبان مدعي
توصيه : باشد كه از خزانه غيبم ، دوا كنند

Sunday, May 01, 2005

.نظامي گري در كشورهاي در حال توسعه و پيشرفته -4-آخرين قسمت
براي جلوگيري از نظامي گري در سطح جهان ، اجماع حاكم بر آن است كه رژيم هاي كودتايي بايد مورد تحريم سياسي ، اقتصادي و ديپلماتيك قرار گيرند.ر
قشار افكار عمومي جهاني ، بسياري از كشورهايي را كه در آنها زمينه براي روي كار آمدن نظاميان وجود داشته ، به اتخاذ اين تدابير واداشته است كه از راهكارهاي قانوني ، سد راه دخالتهاي نظاميان در امور سياسي شوند. نيجريه و تركيه مصداقهاي اين گفته هستند كه در سالهاي اخير با اصلاحاتي در قانون اساسي و قوانين موضوعه خود ن راه ورود نظاميان به عرصه سياست را سخت كرده اند. و اين گفته "اوزال " نخست وزير فقيد تركيه است كه بارها گفته بود :" نظاميان بايد بدانند كه راه سياست از نظامي گري جداست و آنها نمي توانند رييس دولت شوند."ر
اعمال مجازاتهاي حقوقي بين المللي مانند دادگاه جنايات جنگي در مورد نظامياني كه در رفتار خود بي مبالاتي نشان مي دهند و نيز در مورد رژيم هايي كه خريد و فروش تسليحات پيشرفته دارند و پاسخگو كردن آنها از ديگر اهرمهايي بوده كه در سالهاي اخير راه ورود نظاميان به عرصه سياست را در جهان سخت كرده است .ر
بر طرف كردن نگرانيهاي مربوط به تهديدات خارجي از طريق اقدامات منطقه اي و بين المللي كه دولتهاي نظامي از آن به عنوان يك بهانه براي سركوب مردم استفاده مي كردند ، و اعمال فشار مراكز مالي و تجاري جهاني به دولتهاي نظامي و آنهايي كه نظامي هستند، به تجربه نشان داده است كه در جلوگيري از ورود نظاميان به عرصه سياست موثر بوده است .ر
دولتهاي جهان امروز پيشنهاد مي كنند كه در مورد كشورهايي كه هم دولت نظامي دارند و هم براي تامين و انباشت تسليحات كشتار جمعي وله نشان مي دهند ، بايد دست به اقدام جمعي زد . در مواردي مانند بالكان كه اين رويه اعمال شده ، موفق بوده است . اين تز را آمريكايي ها در جهان طرح كرده اند كه "دولت خطرناك - سلاح خطرناك " تهديدي بزرگ براي جهان است .ر
از ديگر روشهاي توصيه شده در راهكارهاي جلوگيري از نظامي گري در سطح جهان ، تركيب روشهاي تجاري و كنترل تسليحات است . به اين معني كه توسعه روابط سياسي را بايد مشروط به دو نكته كرد:ر
الف : كاهش تسلط نظاميان
ب : توقف حركت به سمت سلاح هاي خطرناك
يكي از شيوه هاي رايج در دنيا در سالهاي اخير براي ترغيب حكومكتها به رفتار دموكراتيك ، ترغيب كارتل ها به محدود كردن ارسال اسلحه به كشورهاي داراي حكومتهاي غير دموكراتيك و گذشتن از منافع كوتاه مدات به نفع ثبات و امنيت نظام بين الملل است .اما مساله اي كه در اين ميان مانند ديگر موارد وجود دارد ، برخورد گزينشي و بازار پرسود قاچاق اسلحه و سود آوري بالاي آن است كه به دولتهاي نظامي كمك مي كند تا دولتهاي نظامي شركاي تسليحاتي خود را متنوع كنند ، علاوه بر آنكه قوانين برخي كشورها در مورد محدود كردن فروش سلاح نيز براي سركوب ، امكان تحريم را نمي دهد.ر
اعمال سياست تحديد تقاضا براي خريد تسليحات كه در سركوب و افزايش بودجه نظامي كاربرد دارد ، از طريق تشويق دولتها به دموكراسي و بالا بردن امنيت منطقه اي همانگونه كه اشاره شد از راهكارهاي اصلي براي جلوگيري از نظامي گري است.ر
با اين همه ، چالشها و منافعي بر سر راههاي گفته شده وجود دارد كه راهها را بطور كامل به روي نظامي گري نمي بندد.ر
از عمده ترين اين چالشها مي توان به منافع اقتصادي دولتها و شركتهاي كشورهاي توسعه يافته در زمينه فروش تسليحات ،' منافع راهبردي دولتهاي بزرگ با برخي دولتهاي نظامي يا برخي نظامي ها و دولتهاي نظامي ( مشاركت دولت وقت انگليس با مسووليت پسر خانم تاچر در كودتاي گينه و تامين اسلحه براي كودتاچيان ) فشارهاي ملي و درون كشوري بر نظاميان ، فشارهايي كه ناشي از اختلافات ارضي و ايدئولوژيك دولتهاست و باعث بالا رفتن بودجه و رفتن نظامي ها به سمت نظامي گري مي شود ، انگيزه هاي جاه طلبانه فردي در اين كشورها كه ارتش را هدايت مي كند و مهمتر از همه برخورد گزينشي دولتهاي پيشرفته و توسعه يافته در اعمال اين روشها ، اشاره كرد. از حسن محبت شما ممنونم و اميد دارم با راهنمايي خود به اين نوع بحث هاي بنيادي غني ببخشيد.ر
والسلام

3- نظامي گري در كشورهاي در حال توسعه و پيشرفته
در دو بخش قبلي اين مقاله ار علل توجه و روي آوري كشورهاي در حال توسعه به نظامي گري و علاقه وافر نيروهاي مسلح در اين كشورها براي ورود به سياست سخن گفتم. دراين بخش به بررسي اين نكته مي پردازم كه چرا و چطور د رجوامع پيشرفته اين ميل و علاقه كنترل و سپس عملا از بين برده شده است ؟
در جوامع دموكراتيك (توسعه يافته ) به لحاظ قانوني براي حضور نظاميان در عرصه سياست منع قانوني و اخلاقي بوجود مي آورند.اما روشن است كه بصورت شكلي هيچ حكومتي نمي تواند و نتوانسته است مانع حضور نظاميان در سياست و تاثيرگذاري آنها شود. مانند اغلب كشورهاي اروپايي كه بر طبق قانون وزير دفاع آنها نمي تواند نظامي باشد.ر
عمده عاملي كه دركشورهاي توسعه يافته مانع نظامي گري و قدرت يابي خارج از حيطه قانون نظاميان مي شود، وجود نهادهاي مدني است كه قدرت مردم را در خود تجميع مي كنند ن حال آنكه اين عامل در كشورهاي در حال توسعه يا وجود ندارد و يا بسيار ضعيف است .ر
در كشورهاي توسعه يافته ، نهادهاي مدني از چنان قدرتي برخوردارند كه نه تنها نظاميان بلكه كل دولت (قدرت ) را مي توانند به پاسخگويي و سرفرود آوردن در برابر اراده عمومي وا دارند. نكته مهمتر تجمع قدرت و اقتدار در نظامهاي سياسي كشورهاي توسعه يافته است كه آنها را ناچارا در برابر قدرت مردم ناچار به تسليم مي كند.ر
افكار عمومي و خاستگاههاي دولتها در كشورهاي توسعه يافته يك عامل ديگر براي جلوگيري از نظامي گري دراين كشورهاست . دولتها در كشورهاي توسعه يافته به جهت نياز به راي مردم ناچار بايد خواسته هاي آنها را تامين و برآورده سازند و از اين رو در خود الزام به قبول و اعمال نظرات مردم را مي بينند.ر
وجود نهادهاي مدني ، به قدرت در كشورهاي توسعه يافته استحكام لازم را داده است و از اين رو اين كشورها دچار فروپاشي اجتماعي ، سياسي ، فرهنگي و... و آشوب كه مي تواند زمينه را براي روي كار آمدن نظاميان آماده كند ، يا نمي شوند و يا اگر هم شوند بسيار محدود خواهد بود و نهادهاي مدني و نهادهاي دولتي قادر به كنترل و جمع آوري آن هستند.ر
كشورهاي توسعه يافته عموما از نهادهاي قدرتمند رسانه اي برخوردارند و جود اين نهاد يكي ديگر از عوامل موثر در جلوگيري از نظامي گري در اين كشورهاست . دو ويژگي نفد و اطلاع رساني كه از خواص كاركري رسانه هاست ، دركشورهاي توسعه يافته به نظاميان امكان رفتن به سوي تحميل اراده خود را نمي دهد .ر
در كشورهاي توسعه يافته براساس تعريف قانوني و در اجرا ، ارتش از عوامل قدرت ملي است ، اما براي اعمال قدرت نظام تلاش نمي كند در اين نظامها ارتش مجري و نه تصميم گير است.ر
در كشورهاي توسعه يافته ن رشد متوازن وجود دارد. در چنين جامعه اي ارتش برخلاف كشورهاي در حال توسعه از منزلت بالاتري نسبت به ديگر اقشار جامعه برخودار نيست و عضويت در ارتش ظاهرا نفع اقتصادي و اجتماعي خاص و فوق العاده اي را در بر ندارند .ر
در كشورهاي در حال توسعه ارتش عموما ايدئولوژيك است و خود را حامي ايدئولوژي حاكم و يا ديدگاهي كه "قدرت " براي اعمال آن تلاش مي كند ، مي داند اما در كشورهاي توسعه يافته كه عموما نيز فاقد ايدئولوژي حكومتي هستند ، ارتش در اساس ايدئولوژيك نيست و يا از ورود به آن منع شده است .ر
در جوامع توسعه يافته در مجموع يك " باور عمومي " بوجود آمده است كه " دموكراسي بهترين شيوه و يا كم ضررترين شيوه حكومتي است ."ر
در اين جوامع باور عمومي همچنين به اين نتيجه رسيده است كه " براساس فايده و سود ، دموكراسي بهترين است ." وجود اين باور يكي از قوي ترين عوامل براي جلوگيري از نظامي گري در كشورهاي توسعه يافته است.ر
علاوه بر مطالب گفته شده ن تحولات فراوان د رعرصه سياست جهاني در سالهاي اخير بسياري از زمينه ها را براي روي كار آمدن نظاميان گرفته است.ر
براساس يك اجماع جهاني كه البته موارد نقض آن نيز بسيار ديده شده است ، كشورهاي جهان حداقل اخلاقا خود را موظف به اعمال مجازاتهاي سياسي براي نظامي هاي كودتاچي و آنهايي كه براي خريد تسليحات پيشرفته وله نشان مي دهند و رفتار سياسي آنها نشان داده است كه رژيم هاي سازگازري در عرصه جهاني نيستند ن اعمال مي كنند.ر
اجازه بدهيد اين بحث را در آينده باز هم ادامه دهم . ممنون خواهم شد با نقطه نظرات ارزشمندتان به بحث غني ببخشيد.ر

تخم لق قحطي رجال
------------------
مشهور است كه اول بار ناصرالدين شاه قاجار ، اين عبارت را كه "كشور دچار قحطي رجال است " بر زبان آورد ، ولي آنچه در حافظه تاريخ ثبت و ضبط است اين نكته مي باشد كه در ساليان دراز اين واژه بر زبان رهبران و شبه رهبران بسياري در كشور آمده است و همين گفته بوده كه بهانه آن واقع شده است تا بسياري از نخبگان كشور در همه عرصه هاي تاريخ از قدرت كنار گذاشته شده و راهي به آن نيابند.ز
تاريخ اين كشور به ياد دارد كه چگونه محمد رضا پهلوي ونخست وزير او امير عباس هويدا يكي از تكيه كلامهايشان در برابر انتقادها از آنها براي بستن راه ورود نخبنگان به قدرت و حتي حاشيه آن كه زمينه را براي اداره خانوادگي كشور فراهم آورد ،واژه توهين آميز و تحقير كننده يك ملت ،"قطحي رجال در كشور "بود.ر
تاريخ اين كشور همچنان به ياد دارد كه در همين كشور رهبران انقلابي در سالهاي مبارزه آن هنگام كه بر اسب قدرت سوارنبودند با چه زبانهاي تندي همين باور قحطي رجال را به باد انتقاد مي گرفتند كه چنين و چنان كرده است كه كمترين آنها فراري دادن جوانان و نخبنگان از كشور است .ر
اين روزها كه به انتخابات رياست جمهوري نزديك مي شويم ،دوباره همان گفته ها را مي شود از زبان برخي كه خود حتي سالها در راس قدرت بوده اند ، شنيد .ر
در تازه ترين اظهارات كه سعي شده به واسطه شرايط خاص روزهاي پيش از انتخابات به آن هيجاني كه لازمه اين روزهاست داده شود، مصطقي كواكبيان دبير كل حز ب مردم سالاري از اينكه كشور به دست آقاها و آقازاده ها افتاده و عده اي معدود بر همه امور كشور حاكميت مي كنند انتقاد كرده و گفته است كه اين شيوه اداره امور موجب فرار نخبگان از كشور و بي ميلي آنها به مشاركت در اداره امور شده است .ر
: جناب كواكبيان در سخنراني تبليغاتي خود در جمع برخي بازاريان و اصناف تهران در روز شنبه 11ارديبهشت ماه امسال مي گويد درطول 26سال گذشته يك عده در اين كشور صندلي ها را بين خودشان چرخانده اند .آدم ها عوض نشدند .يك بار در كسوت وزير ، يك بار در كسوت وكيل و يك بار در لباس سفير و استاندار در عرصه قدرت ظاهر شده اند.ر
وضيت حاكم بقدري به دهان جناب كواكبيان شور آمده است كه فرياد برآورده 2هزار و 700 نفر در طول 26سال ،8 نهاد عمده كشور را چرخانده اند كه متوسط سواد آنها ليسانس بوده است ، حال آنكه در كشور هم اكنون 45هزار عضو هيات علمي دانشگاهها داريم .ر
صاحبنظران علم سياست بحرانهايي را كه يك جامعه و يا كشور با آن مي تواند مواجه شود ، تحت 5عنوان تقسيم كرده اند كه يكي ازآنها " بحران توزيع " است .براساس نظريه هاي متخصصان امر وقتي يك كشور و يا جامعه تنها در درون مجموعه اي از حاكمان قدرت را جابجا مي كند ، به بحران توزيع مبتلا است . اولين اثر بحران توزيع ، دوري و قهر مردم از سياست مي باشد ، شبيه آنچه كشور ما اكنون گرفتار آن است و نهايت آن عدم تمايل مردم به مشاركت در امور و سرپيچي ها ي مدني است كه قدرت حاكم را قلج خواهد كرد.ر
رهبران يك جامعه زماني مي توانند ادعاي آن را داشته باشند كه جامعه خود را بصورت دموكراتيك اداره مي كنند كه از راههاي دموكراتيك به قدرت رسيده باشند و دموكراتيك حفظ قدرت كنند و وقت انتقال نيز آنرا بصورت دموكراتيك به منتخبان مردم واگذار نمايند . براي تحقق چنين امري قدرت بايد همه آحاد جامعه را در اداره امور مشاركت دهد و اين كار در جوامع پيشرفته و مترقي كه نظام هاي حاكم مشروعيت خود را در گروي راي و اقبال توده ها مي دانند ، توسط نهادهاي مدني و فارغ از اعمال نفوذ قدرت حاكم صورت مي گيرد . اولين و ذاتي ترين وظيفه يك نهاد مدني تربيت نيروهاي در سايه براي اداره امور جامعه است . در چنين نهادهايي اداره كنندگان امور كشور در آينده تربيت و آماده مي شوند تا در صورت اقبال مردم به خود ، اداره امور را در دست بگيرند. كارگزاران درجمهوري اسلامي ايران براي برون رفت از قهري كه مردم با سياست و سياستمداران كرده اند و نمود آن در انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي و انتخابات شوراهاي اسلامي تجلي يافت و اگر توجه نشود در انتخابات پيش روي رياست جمهوري نيز بار ديگر خود را نشان خواهد داد ، چاره اي جز باور ديدگاهها و خواسته ها و نظرات مردم ندارند و اين امر تنها با قبول اهميت و لزوم مشاركت عمومي و فراهم آوردن زمينه هاي آن ازجمله بها دادن به آرا و انديشه هاي همه مردم در قالب نهادهاي مدني و رفع بحران توزيع ممكن است.ر
ر