Monday, April 25, 2005

(2) نظامي گري در كشورهاي درحال توسعه و پيشرفته
ادامه- در چنين ساختهايي ، تشكيلات نظامي وسيع تر مي شود. نظامي ها بهانه پيدا مي كنند كه براي عرض اندام در برابر سياسيون به يك تهديد خارجي اشاره كنند و خود در پشت يك خط قرمز تعريف شده بايستند و از آن براي افزايش سطح نفوذ خويش استفاده كنند.ر
نگراني از امنيت و ثبات داخلي از ديگر دلايل تقويت نظامي گري در كشورهاي در حال توسعه است .برخي رژيم ها تسليحات مي خرند به خاطر اينكه در تامين امنيت داخلي (رژيم ) از آن استفاده كنند . از طرف ديگر معمولا نظامي هايي كه در يك كشور جايگاهي در سياست دارند و يا مي خواهند داشته باشند، از وضعيت پشتيباني كرده تا خود را هر چه بيشتر ارتقاء دهند . درچنين ساختهايي ، رهبران ،تيم هاي نظامي و امنيتي را حاكم مي كنند تا بدنه اصلي حمومت را در دست بگيرند .سوريه اين وضعيت را دارد.ر
دركشورهاي درحال توسعه ،قدرتهاي حاكم به دلايل بسيار و با استفاده از ابزار مختلف از رسانه ها گرفته تا اقتصاد سعي مي كنند تا ارتش و نظامي بودن را به "نمادي عيني از غرور ملي " معرفي كنند. در اين نوع كشورها نوعا براي تقويت غرور ملي به تاريخ خود نقب مي زنند و به سمبل سازي و برجسته كردن سمبل هاي ملي خيالي و يا واقعي مي پردازند .ازبكستان تحت حكومت اسلام كريم اف و جمهوري آذربايجان تحت حاكميت رييس جمهوري سابق آن حيدر علي اف و در بخشهايي از تاريخ عراق تحت حاكميت صدام حسين و... از جمله اين رژيم ها بوده و هستند. ر
در كشورهاي درحال توسعه ،نظاميان ارشد نوعا در تلاش براي پيشبرد منافع حاكمان كه با منابع مالي خارجي و بعضي قدرتها پيوند دارند ، هستند ر
پاكستان و ايران پيش از پيروزي انقلاب اسلامي مصداقهاي اين وضعيت هستند.در ايران `پيش از پيروي انقلاب اسلامي ،ارتشبد توفانيان مسوول خريد تسليحات ارتش تا به آنجا روابط نزديك با فروشندگان اصلي اسلحه د رجهان و مشخصا آمريكا و انگليس برقرار كرد كه محمد رضا پهلوي از بيم به خطر افتادن حكومت خود ، او را از اين كار كنار گذاشت .توفانيان در خاطرات خود كه در آمريكا منتشر و در ايران نيز به فارسي منتشر شده است ، اين نكته را بازگو مي كند.ر
دلايل متعدد ديگري نيز براي اينكه نشان داده شود كه چرا در كشورهاي در حال توسعه ، ميل به نظامي گري وجود دارد، قابل بحث است كه در فرصتي ديگر به آنها پرداخته خواهد شد.ر
اما در كشورهاي توسعه يافته ، در اين كشورها اصولا و با اعمال راهكارهاي متعدد نه تنها ميل به نظامي گري كنترل ، بلكه در سالهاي اخير و بيشتر تحت تاثير شرابط بين المللي مهار و در حال از بين برده شدن است گرچه حوادثي چون 11سپتامبر 2001و مسايلي كه آمريكا بدنبال پروژه اساسي خود براي اعمال برتري بر جهان پس از آن اعمال داشته ، اين بيم را در بين جهانيان بوجود آورده است كه ممكن است كشورهاي در حال توسعه در عين اينكه در داخل محدوده جغرافيايي خود نظامي گري را كنترل مي كنند،اما اين ميل را در ميان كشورهاي ديگر و بخصوص حكومتهاي نامشروع به لحاظ خاستگاههاي حكومتي بوجود آورند.ر
فرصتي ديگر در اين باره بيشتر بحث خواهيم كرد.ر

Friday, April 22, 2005

(1)نظامي گري در كشورهاي در حال توسعه و پيشرفته
--------------------------------------

تفاوت ماهوي راهكارهاي نظامي گري در كشورهاي در حال توسعه و پيشرفته چيست ؟ اين سووال اساسي در اذهان بسياري از كارشناسان و صاحب نظران علوم نظامي ،انتظامي و امنيتي است و در پي آن اين سووال نيز مطرح مي شود كه علل گرايش نظاميان كشورهاي درحال توسعه به شيوه هاي شبه كودتايي در چيست ؟
براي پاسخ به سووال ابتدا بايد به بررسي و تحليل چند متغيراساسي در دو دسته كشورهاي در حال توسعه و پيشرفته پرداخت كه در اولي زمينه را براي نظامي گري آماده مي كند و در دومي مانع از گرايش به آن مي شود.ر
يك متغير اساسي دراين زمينه در كشورهاي در حال توسعه ، رابطه تاريخي ارتش (به معناي عام آن شامل نيروهاي نظامي - انتظامي و امنيتي )با صاحبان قدرت چه از منظر سياسي و چه از منظر اقتصادي است.ر
دركشورهاي در حال توسعه ،رابطه ارتش با زمينداران ،معدن داران و صاحبان نهادهاي اقتصادي ديگر ، يك رابطه سنتي و تاريخي است. دراين دسته كشورها بيشتر نظاميان خود خاستگاهي از طبقه سرمايه دارندو در نتيجه در جهت حفظ و بقاي سيستم و نظام تلاش مي كنند كه از جمله آنها پاكستان و ارتش عموما پنجانبي اين كشور است كه سرمايه داران بزرگ كشور را در اين ايالت در خود جاي داده است .ر
يك متغيير اساسي ديگر در ساخت ارتش دركشورهاي در حال توسعه ، نقش ديده شده براي ارتش در قانون اساسي و قوانين موضوعه ديگر است . دراين كشورها نوعا ارتش و فرماندهان ارشد آن ، برتر از ديگر قوا و سرآمد آنها ديده شده اند. تركيه پيش از اصلاحات اخير در قانون اساسي خود و تعيين حدود و ثغور تازه براي ارتش چنين وضعي داشت و در حال حاضر و درهمسايگي ما ،ارتش پاكستان از چنين موقعيت و جايگاهي برخوردار است.ر
اقتصاد كشورهاي در حال توسعه نوعا متكي به يك و يا تعداد معدودي عنصر طبيعي و يا نيمه فرآورده شده است و ارش خود را حافظ اين منفعت و طبيعتا صاحبان آن مي داند و صاحبان قدرت نيز هم براي اعمال قدرت در مديريت كاري و هم براي حفاظت از سرمايه خود به ارتش نياز دارند.اين رابطه از متغيرهاي قوي و اساسي در رابطه سرمايه و ارتش دركشورهاي در حال توسعه است و زمينه را براي حضور و قدرت يابي و اعمال قدرت نظاميان در كشورهاي درحال توسعه فراهم مي آورد.ر
براي اين بخش مصالهاي متعد دي وجود دارد كه كشورهاي آمريكاي لاتين و برخي كشورهاي آفريقايي مصداق آن هستند.ر
ارتش درعين حال در برخي كشورهاي درحال توسعه ، خود را حامي و حافظ ايدئولوژي حاكم مي داند.اين حمايت به وجه ارتش ميان توده هاي وفادار به ايدئولوژي مي افزايد و اين حمايت نيازي است كه ارتش و نظامي ها براي حفظ موقعيت خود و تامين منافع دارند.ر
پاكستان و تركيه از جمله كشورهايي هستند كه ارتش در آن خود را حافظ و حامي ايدئولوژي حكومتي (درپاكستان اسلام و درتركيه اين ايدئولوژي كه رژيم لائيك است ) مي داند.ر
از ديگر زمينه ها براي روي كار آمدن ،بقا و تقويت نظامي گري در كشورهاي در حال توسعه ن مي توان به اعطاي امتيازهاي خاص و پرداختهاي بالا به نظاميان و ذي نفوذ كردن آنها در نظم موجود اشاره كرد.يك نمونه برجسته اين گفته و مصداق آن جمهوري عربي سوريه است.بر ارتش سوريه و نهادهاي وابسته به آن در داخل و بيرون از اين كشور (لبنان ) يك خانواده و قبيله (علويان )حكومت مي كنند كه در يك زنجيره براي حفظ منافع خود، ناچار به حمايت از يكديگر و نظام هستند.ر
حاشيه رانت ،رانتهايي كه نظاميان از آن برخوردارند،يكي ديگر از تفاوتهاي ماهوي ساختهاي نظامي دركشورهاي در حال توسعه و توسعه يافته است.ر
در كشورهاي درحال توسعه نظامي ها عموما از رانتهاي خاص مانند مسكن ،خودرو،امكانات تفريحي و حتي خريد با قيمت پايين و يا امتياز برخوردار هستند.ر
نظامي هاي ارشد دركشورهاي درحال توسعه (مثل پاكستان) عموما به طبقه سرمايه تعلق دارند اما بدنه ارتش اين كشورها را مردان متعلق به خانواده هاي فقير تشكيل مي دهند كه ميزان وفاداري آنها به نظام بواسطه وابستگي اقتصادي عموما بالاست.ر
دركشورهاي درحال توسعه و توسعه يافته ، انگيزه دولتها از داشتن ارتش متفاوت است. دركشورهاي در حال توسعه ،دولتها بهانة و دلايل چندي دارند كه از آن جمله نگراني از تهديد خارجي است. اين تهديد مي تواند عيني و يا حتي خيالي باشد. اينكه امري تهديد باشد يا نه بستگي به تشخيص دريافت كننده پيام و تطبيق آن با منافع اش دارد.و حتي بسياري كشورها در جهان سوم ديده شده و مي شوند كه تهديد خارجي را بهانه اي براي بقاي دولتهاي خود قرار داده اند و هر چه دركشوري مشروعيت نظام كمتر بوده ، اين امر شديد تر ديده شده است .ر
بحث را در آينده نزديك ادامه خواهم داد.مشتاق دريافت نظرات شما هستم .ر

Wednesday, April 20, 2005

ماجراي مدائن و خردمندي آيت الله سيستاني
يك خبر كه درنهايت درستي و يا نادرستي آن براي افكار عمومي روشن نشد ،اين هفته و براي چند روز افكار عمومي جهان و بويژه شيعيان منطقه را براي چند روز به خود مشغول كرد.ر
شنبه اين هفته خبرگزاريهاي بزرگ جهان ابتدا در خبري كوتاه و بدنبال آن در خبرهاي مفصل و سپس گزارش و تحليل و تفسير از گروگانگيري شيعيان در شهر مدائن در جنوب بغداد خبر دادند وگفته شد كه در آن شهر شيعيان به گروگان گرفته شده و گروگانگيرها
خواهان خروج شيعيان از اين شهر شده اند .ر
خبر از ابتدا و به دلايلي چند مشكوك مي نمود ، در نهايت واكنش ها به ماجرا و سنجش آن توسط بازيگران داخلي و خارجي در عراق آنها را وادداشت تا به منطقه نيرو اعزام كنند و در نهايت نيز اخباري كه از منطقه رسيد بر صحت خبر ترديد گذاشت زيرا نه گروگاني يافت شد و نه گروگانگيري دستگير گرديد.ر
آنچه اين ماجرا را از ابتدا مشكوك نشان مي داد و نيز هدف بازيگران داخلي و خارجي از اين ماجرا آفريني و حاصلي كه از سنجش بازتاب امر ادعايي داشتند، موضوع مورد بحث در اين جا نيست آنچه در اين ميان با اهميت و در عين حال خردمندانه بود ، موضعي بود كه آيت الله العظمي سيستاني مرجع بزرگ شيعيان عراق اتخاذ كردند .ر
ايشان بلاقاصله پس از انتشار خبر ، و در حاليكه طراحان بحران منتظر واكنش شيعيان و بحراني تر شدن اوضاع عراق و بهره برداري بيشتر از وضعيت به سود خود بودند ، گروهها و احزاب شيعي عراق را از اتخاذ موضع روي موضوع بازداشتد و حل و فصل مساله را به دولت عراق واگذار كردند.ر
آيت الله سيستاني به اين ترتيب چند هدف را محقق ساختند . اولين هدف آيت الله از اين پيام ، تاييد دولت منتخب مجمع ملي عراق به رياست آقاي طالباني بود و هدف دوم بيان مسووليت دولت بغداد بود كه بلافاصله واكنش منطقي رييس جمهوري منتخب عراق را به دنبال داشت كه گفت با استفاده از پيشمرگان كرد و نيروهاي دولت ، به ماجرا خاتمه خواهد داد و دستاورد مهم و اصلي ديگر در پي اين پيام و موضع گيري آيت الله بيان مسووليت نيروهاي اشغالگر بر طبق توافقنامه ها و پيمانهاي جهاني در خصوص تامين امنيت اهالي سرزمين هاي اشغالي از جمله دو كنوانسيون ژنو بود.ر
به اين ترتيب ماجرايي كه مي توانست واكنش حداقل 60 درصد جمعيت عراق را كه گفته مي شوند شيعه هستند برانگيزد، و بحرانهايي را بدنبال خود داشته باشد ، توسط آيت الله سيستاني كنترل و مديريت شد و بازيگران داخلي و خارجي در امور داخلي ا اين كشور دريافتند كه با شيعيان ،سرنوشت و منافع آنها نمي توان بازي كرد.ر

Sunday, April 17, 2005

خنده دار تر از يك طنز
در طول بيش از 30سالي كه به روزنامه نگاري اشتغال دارم جز دو سه بار و آنهم آي ! به يا د ندارم مطلبي به طنز (با رعايت همه
اصول طنز نويسي ) قلمي كرده باشم ،ولي در همه اين مدت تا دلتان بخواهد هم طنز خوانده ام و هم به نقل از برخي افراد در پستها و سمتهاي مختلف در قالبهاي مختلف بخصوص خبر و مصاحبه مطالبي طنز !!نوشته ام . در ميان اين طنزها بيشتر از همه آنهايي مراآزرده است كه مي دانستم برخلاف اصول و قائده طنز نويسي منطقي پشت آن نيست و من فقط ناچار بوده و هستم كه به عنوان يك خبرنگار آنرا نقل كنم چرا كه در باور برخي مسوولين " خبرنگاري به شكلي به مرده شوري شباهت دارد" و مسوول بهشت و دوزخ رفتن مرده با مرده شور نيست ، القصة:
اين را گفتم تا نكته اي را كه هنوز در اذهان بسياري بايد باشد را يادآوري كنم و در پايان بگوييم كه راستي ما كجاي كاريم ؟ آن نكته يادآوري گفته برخي بود كه الان هم شايد مسووليتي داشته باشند و مي گفتند :انقلاب كه پيروز شد ،پول نفت را در خانه ها خواهند داد
از صبح كه عيال محترمه بيانات جناب آقاي كروبي را در صفحه اول روزنامه "شرق"خوانده است كه اگر ايشان رييس جمهوري شود به هر يك از اتباع ايران (البته به شرط داشتن 18سال سن - كمتر از آن فعلا هيج !) نفري 50هزار تومان يارانه خواهند پرداخت، خدا خدا مي كند كه جنابشان با مشاركت حداكثري مردم پيروز انتخابات شده تا شايد بتوان شهريه دانشگاه دو دخترمان را كه مشوول مصوبه !ممنوعيت افزايش قيمتها مجلس محترم هفتم نمي شود، پرداخت كرد و آخر ماه هم بچه ها را به بهانه اي خانه اقوام پولدار نبرد كه ميوه اي بخورند كه سوء تغذيه نگيرند.ر
گفته هاي جناب كروبي نه تنها بين عوام ! كه بين تحصيلكردها و از جمله اخوي محترم كه مدير ارشدي هستند و سالها در دانشگاه اقتصاد خوانده و كار اقتصادي مي كنند ،خوش نشسته است .اخوي اول صبح تماس داشت و خواست تا بواسطه رفاقت و سلام وعليكي كه از دوران كار در مجله شاهد (نشريه آن زمان بنياد شهيد كه توزيع سراسري مي شد)با جناب كروبي برقرار است ،خدمتشان خواهش كنم حالا كه قرار است زحمت بكشند و پول نفت !!ما را با توجه به پيشرفت فناوري از طريق دستگاههاي خود پرداز بپردازند،براي ايشان دستور ويژه صادر نمايند كه در يكي از بانكهاي داراي خودپرداز ارزي حساب باز شود تا او بتواند مواد اوليه مورد نياز كارخانةاي كه مديريتش را بر عهده دارد وارد كند ، تا كارگران محترم در سايه حمايتهاي گسترده دولت محترم از بخش خصوصي !! هر روز بواسطه تاخير در پرداخت حقوق براي توليد نشده بواسطه نبود مواد اوليه ،او را به كلانتري و دادگاه احضار نكنند.ر
نمي دانم دوستان چون از رفاقت بنده و جناب كروبي اطلاع دارند بنده را از صبح هدف انواع و اقسام كنايه ها قرار داده اند يا مي خواهند برخي نكته ها را ياداوري كنند و از جمله بگويند كه هر كاري علمي دارد - كار را بايد به عالمش سپرد و اقتصاد يك علم است
نقل گفته يكي از دوستان را هم مفيد دانستم كه وقتي بحثي جدي خبري با ايشان داشتم پرسيد كه جناب كروبي نگفته كه پول مورد نظر را از كجا تامين خواهد كرد ؟ در روزنامه منبع تامين پول وعده داده شده نيامده بود و ايشان هم كه سالهاي متمادي به جهت حرفه خبرنگاري رفاقتي با جناب كروبي دارد ،خود در پاسخ گفت :"حتما با صدور آب معدني اليگودرز".ز

مشاركت حداكثري مردم در انتخابات با شناسايي حقوق آنها ممكن است
---------------------------------------------------

در تازه ترين اظهار نظرها و تاكيد ها در اهميت حضور حداكثري مردم در انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري ، محمد رضا خاتمي دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامي در اجتماعي از هواداران دكتر معين نامزد مورد حمايت اين جبهه در استان گلستان گفته است :" مشاركت حداكثري نياز جدي كشور است ." ر
اهميت مشاركت حداكثري مردم نه تنها در انتخابات آتي رياست جمهوري ، بلكه در همه زمينه هايي كه كشور نياز به مشاركت عمومي دارد و اين زمينه ها بسيار گسترده است ، امري كاملا واضح و مبرهن است .ر
در جهان امروز يكي از مولفه هايي كه در سنجش مقبوليت و حتي مشروعيت نظامهاي سياسي در نظر مي گيرند، ميزان مشاركت مردم در امور مختلف جامعه خود از جمله در امور سياسي و انتخاب مديران ارشد كشور است
انتخابات شوراي اسلامي و بعد از آن انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي كه بنا بر آمارهاي رسمي ارايه شده از سوي وزارت كشور كمترين مشاركت مردمي را در پي داشت ، به كارگزاران سياسي در كشور اين پيام را داد كه بدون در نظر گرفتن مردم شايد روزي ناچار به اثبات قانوني و حتي مشروعيت خود شوند و لذا از همان زمان به اين فكر افتادند كه مردم را ازقهر سياسي خارج كرده و آنها را به مشاركت فعال و به تعبير رايج اين روزها"حداكثري"دعوت كنند.ر
اين قدم پيش گذاشتن از سوي مسوولين براي آشتي ،با ملزوماتي تكميل و عملي خواهد شد كه مهمترين آنها شناسايي و رعايت حقوق اساسي ملت در چارچوب ميثاق قانون اساسي است. در كشور ما كم نيستند افراد و گروههاي سياسي كه در تمام اوقات حقوق اساسي ملت را كه ميثاق آن با كارگزاران است ، رعايت نمي كنند و تنها زماني مردم محترم و حضور حداكثريشان با اهميت دانسته مي شود كه منافع آنها مطرح باشد.ر
بر طبق قانون اساسي ، ملت از حقوقي برخوردار است كه يكي از اساسي ترين آنها برگزاري آزاد انتخابات و حق تعيين سرنوشت بدون دخالت حاكميت است . حاكميت براساس ميثاق خود با ملت بايد به قانون عمل كند . حاكميت نمي تواند از ملت بخواهد به وظايف خود براساس ميثاق موجود عمل كند ، اما خود بويژه با ارايه تفسيرهاي يكسويه از عمل به تكليف خودداري كند. ملت انتظار دارد كه حاكميت براي نشان دادن تقيد خود به ميثاق ملي ، به بند بند آن از جمله بسياري از اصول همچنان راكد قانون اساسي بويژه در بخشهايي
كه به حقوق و آزاديهاي مصرح مردم مربوط مي شود، عمل كند.حاكميت براي جلب مشاركت حداكثري در يك امر كاملا روشن براي مردم بايد وجود يك ميثاق ملي را باور و در چهارچوب آن عمل كند. دراين صورت است كه مردم اهميت نقش و تاثير حضور و راي و نظر خود باور خواهند كرد و مشاركت حداكثري اولين پيامد آن خواهد بود.ر

Friday, April 15, 2005

(2) ترور "حريري " و اهداف منطقه اي آمريكا
---------------------------------------
ادامه : آمريكا در سال 1992 و با شعار دو دولت اسراييلي و فلسطيني در اراضي قلسطيني ها، زمينه را براي امضاي قرار داد صلح ميان فلسطيني ها با اسراييل آماده كرد و سال بعد از آن قرار داد صلح اسلو با هدايت بيل كلينتون رييس جمهوري وقت آمريكا ميان دو طرف منعقد گرديد.ر
توافقنامه " وادي عربه " كه در سال 1994 ميان اردن و اسراييل منعقد شد ن به حالت جنگ كه سالها برروابط دو طرف حاكم بود ، پايان داد و در سمت ديگر جبهه اعراب را هر چه بيشتر تعضيف نمود .ز
آمريكا در اين دوران با تشديد اقدامات اقتصادي و سياسي خود عليه ايران ، روابط راهبردي ميان اسراييل و تركيه را كليد زد و بدنبال آن آنكارا و تل آويو در حد يك متحد سياسي و نظامي در منطقه شروع به همكاري كردند و اسراييل اجازه يافت تا براي آنچه تامين امنيت خود مي خواند ، از قضاي تركيه استفاده كند.ر
سفر ژنرال "بير" معاون ستاد كل نيروهاي مسلح تركيه به اسراييل در سال 1996 كليد اين روابط را زد.
در پي اين سفر ، تركيه تا حد صف آرايي نظاميانش در پشت مرزهاي سوريه جلو رفت و دمشق را ناجار كرد تا "عبدالله اوجالان "رهبر كردهاي مخالف دولت آنكارا را از اين كشور اخراج كند.ر در سوي ديگر صحنه ، آمريكا فشار خود به كردهاي عراق براي متحد شدن عليه صدام حسين را با محوريت خانم مادلين آلبرات وزير امورخارجه وقت خود تشديد كرد و طالباني و بارزاني دو تن از رهبران عمده كرد عراق كه طي سالها نبرد با دولت صدام حسين در مواقعي نيز تا حد از بين بردن كامل طرف مقابل عليه يكديگر جنگ گرده بودند ، براي ساقط كردن رژيم صدام حسين هم عهد شدند و اولين كليد پروژه آمريكا در راستاي يك پروسه بزرگ در سياست خارجي آمريكا كه برتري آنرا بر جهان اعمال كند، در منطقه خاورميانه زده شد
آمريكا بعد از صدام حسين به اين نتيجه رسيده است كه براي حل معادله اسراييل بايد اول مساله سوريه را حل كرد .آمريكا از اين رو براي حل مساله مطرح شده عراق را انتخاب كرد كه ضعيف ترين حلقه محسوب مي شد
ويژگيهاي رژيم صدام حسين كه عبارت بودند ازضد آمريكايي ، ضد اسراييلي و ضد ايراني بودن آن ، دل كسي را از بركناري اين رژيم بدرد نمي آورد .ر
آمريكا با اين اطمينان دست به اشغال عراق زد كه حكومت آينده آن در حداقل (كف) نزديك به آمريكا خواهد بود و در رفتار با اسراييل مواضعي نزديك به آمريكا اتخاذ خواهد نمود و در حداكثر(سقف ) به عنوان يك رژيم دست نشانده كاملا در حهت منافع آمريكا عمل مي كند.ر
آمريكا اينك فشار خود را در سياستهاي منطقه اي اش روي سوريه متمركز كرده است تا براي حل مساله اعراق و اسراييل ن در وهله اول دولت دمشق را به تغيير رفتار متقاعد كند و در صورتيكه اين دولت بر مواضع خود اصرار ورزد ، اقدام به تغيير رژيم در دمشق كند و شرايط داخلي اين كشور كم و بيش براي اين كار آماده است .ر
سوريه كه در سال 1998و در حاليكه حافظ اسد كه به زيركي مشهور بود در راس قدرت قرار داشت با كوتاه آمدن در برابر صف آرايي ارتش تركيه در مرزهاي خود نشان داد در صورت تشديد فشار بر آن حاضربه عقب نشيني از مواضع اش است ، اينك در نوك پيكان حمله آمريكا قرار دارد
آمريكا با كمك فرانسه ( كه بدنبال بازگشت به مواضع سنتي خود در خاورميانه است ) قطعنامه 1559 شوراي امنيت سازمان ملل را از تصويب گذارنده است كه حكم به خروج نيروهاي سوريه از لبنان مي دهد.ر
خروج نيروهاي سوريه از لبنان اين كشور را بيشتر در برابر فشارهاي آمريكا و اسراييل آسيب پذير مي كند.ر
از نظر دولت ايالات متحده آمريكا ، كشورهاي ايران ، سوريه ،و عربستان سعودي ياري دهندگان مالي و سياسي جريانهاي مبارز با اسراييل در لبنان و اراضي اشغالي فلسطين هستند.آمريكا به بهانه داشتن سلاحهاي هسته اي و با تلاش براي كسب آن عليه ايران و سوريه ، تشديد فشار سياسي به عربستان سعودي و حتي تحريك برخي گروههاي داخلي به اسيب زدن به مناقع دولت رياض در داخل اين كشور ، اين پيام را به رهبران دولتهاي تهران ، دمشق و رياض مي دهد كه بايد حمايت خود را از گروههاي فلسطيني قطع كنند.ر
آمريكا همزمان با فشار سياسي به دولتهاي مورد اشاره ، با قطع پخش برنامه هاي شبكه تلويزيوني المنار كه به حزب الله لبنان تعلق دارد و گفته مي شود با حمايت مالي ايران راه اندازي شده و فعاليت مي كند ، به اين بهانه كه المنار از فعاليتهاي تروريستي حمايت مي كند سعي در مهار حزب الله و همزمان با مسدود كردن قيلترهاي مالي و سياسي ،مهار حماس دارد.ر
تحولات سياسي در قلسطين بعد از مرگ ياسر عرفات ، زمينه روي كار امدن رهبران ميانه روي فلسطيني را فراهم كرد ، رهبراني مانند محمود عباس كه امروز متوقف ساختن مبارزات قلسطيني ها عليه اسراييل را شعار اصلي دولت خود كرده اند .ر
آمريكا اينك در مطنقه خاورميانه با دو چالش عمده روبرو است : ر
اول: نيروهاي مسلح خود را در دو كشور عراق و افغانستان بدون اينكه تثبت موقعيت كند ، مستفر كرده است .ر
دوم : ناديده گرفتن توده هاي منطقه بخصوص اعراب
كه دومي اينك به بي اعتمادي مردم منطقه به دولتهاي خود و ايالات متحده منجر شده و استراتژيستهاي منطقه بر اين باتواند به بروز شورش ، قيام و حتي سرنگوني خكومتهاي منطقه بينجامد كه پيامدهاي آن يقينا اصول حياتي سياست خارجي آمريكا در منطقه خاورميانه را هدف قرار خواهد داد.ر

يك اتفاق احتمالي ديگر مي تواند تمايل يافتن رهبران عرب به سوي مردم خود در مقابل بي اعتمادي به آمريكا با هدف تقويت جبهه خود باشد كه در اين صورت نيز مناقع آمريكا دستخوش خطر خواهد شد.والسلام

(1) ترور "حريري" و اهداف منطقه اي آمريكا
----------------------------------
رفيق حريري سياستمدار برجسته لبناني كه اين كشور را با مديريت خود از بحران پس از 15سال جنگ داخلي عبور داد ، چندي پيش و در يك حادثه تروريستي جان باخت.ر
دولت ايالات متحده آمريكا بلافاصله سوريه را به دست داشتن در اين ترور متهم كرد و آنرا ناشي از "اشغال لبنان توسط سوريه " دانست و متعاقب آ، "مارگارت اسكوبي " سفير خود را به واشنگتن فراخواند تا به گفته "بوچر" يك سخنگوي وزارت امورخارجه آمريكا طرف مشورت قرا رگيرد.ر
آمريكا اگر چه سريعا سعي كرد تا با منحرف كردن اذهان عمومي و متهم ساختن سوريه به دست داشتن دراين ترور ، نگاهها را از خود و رژيم صهيونيستي دور سازد ، ولي در نزد افكار عمومي جهاني بويژه ملتهاي عرب و مسلمان ، دولت آمريكا و رژيم صهيونيستي متهمان رديف اول اين حادثه تروريستي شمرده مي شوند كه در راستاي يك سناريوي حساب شده و روشن آنگونه كه سخنگويان كاخ سفيد و وزارت امورخارجه آمريكا بارها در پي ترور رفيق حريري گفتند ، در قدم اول به " تعديل رفتار " در برابر گروههاي فلسطيني و در نهايت تسليم در برابر استراتژي ايالات متحده د رخاورميانه كه اصلي ترين محور آن برتري همه جانبه رژيم صهيونيستي است ، وادار سازد.ز

رئوف غنيم " معاون نخست وزير سابق لبنان در اظهاراتي كه روزنامه هاي لبنان فرداي روز ترور رفيق حريري چاپ كردند و خبرگزاري جمهوري اسلامي نيز آنرا مخابره كرد ، به صراحت گفت :"آمريكا و اسراييل عامل اين اقدام تروريستي هستند.آمريكا با هدف منحرف كردن نگاهها از حوادث عراق در ترور رفيق حريري دست دارد."ر
غنيم گفت كه :"هدف صهيونيستها ( و آمريكا) از اين ترور ايجاد بي ثباتي در لبنان و افزايش فشارهاي بين المللي بر سوريه است ."ر
جمال سلامه از تحليلگران مصري نيز فرداي روز ترور حريري به روزنامه هاي بيروت گفت :" احتمال دخالت اسراييل ( در ترور رفيق حريري ) بسيار زياد است به ويژه كه اسراييل همچنان در لبنان مزدوراني دارد و مصلحت اين رژيم در درگيريا ميان سوريه و لبنان است تا بد ين ترتيب حزب الله كه مورد حمايت سوريه قرار دارد ، از مرزهاي لبنان واسرا ييل عقب نشيني كند.ز
سياست خاورميانه اي آمريكا از دوران نيكسون (دهه 1990) همواره سه اصل كلي داشته است :ز
اول: حفظ و برتري منطقه اي اسراييل از جيث سياسي - اقتصادي - فناوري
وم : دريافت نفت مطمئن و ارزان ا زمنطقه خاورميانه
سوم:حفظ رژيم هاي متحد آمريكا در برابر تهديد خارجي و آسيب داخلي
حضور گسترده آمريكا در منطقه خاورميانه به سالهاي بعد از جنگ دوم جهاني و اقول قدرت امپراتوري بريتانيا در منطقه بر مي گردد . در دوره حاضر مسايل مهم در سياست منطقه اي آمريكا در ارتباط با خاورميانه در سال 1991 و ورود آمريكا به جنگ با عراق براي اخراج نظاميان اين كشور از كويت رقم خورد.ز
ادامه دارد

Tuesday, April 12, 2005

چه بر سر نظام اداري ما آمده است ر

روز دوشنبه اين هفته 22مهر، ،دعوت به جلسه اي را بنا بر ملاحظاتي چند پذيرفتم كه دستور كار آن "بررسي نحوه تكريم ارباب رجوع " بود. من اصولا
و بنا به دلايلي چند كه مهمترين آنها عدم باور مردم و د يد گاهها و نظرات آنها در سطوح مختلف اداري و ميان كارگزاران نظام است،علاقه اي به شركت در جلسات اداري از خودم نشان نمي دهم و بر اين عقيده هستم كه " براساس ديد حاكم در نظام اداري ما، كاركنان به دو دسته تقسيم مي شوند.دسته اول مقامات و مديران كه براي خود حريم ويژه و مصون از هر خطا وقائل به همه آگاهيها و توانمنديها هستند . اينها بر اين باورند كه فقط براي مديريت زاده شده اند و مديريت دايره بسته اي است كه تنها وابستگان به قدرت حق ورود به آن را دارند وسر سپردگان كه مراتب سرسپردگي آنها براي قدرت و اقتدار ثابت شده است ، اين اجازه را دارند كه گاه تا نزديكي حريم قدرت پرسه بزنند و از اين نزديكي بهره اي نيز به آنها برسد. پپامدهاي امر را تا همين جا مي توانيد حدس بزنيد و براي شما كه احتمالا در اداره و سازماني و يا شركتي مشغول به كار هستند اين امر روشن و حتما فهرستي از كساني را كه در آن مجموعه با شما كار مي كنند در ذهتان هم اينك تنظيم كرده ايد كه مصداق وضعيت گفته شده هستند.ر
دسته دوم كاركنان كه اكثريت را تشكيل مي دهند در وهله اول چون از نگاه مديريت به طبقه پايين تعلق دارند و نمي توانند و نبايد وارد حريم قدرت شوند ،محكوميني هستند كه بايد هر نوع رفتار سازماني و غير سازماني را ببينند و شاهد باشند و با آنها صورت گيرد و دم برنياورند كه اولين و كمترين واكنش به اين وضعيت محروميت از حقوق و مزايا و در جاهايي كه امكان اداري آن سهل تر است ،اخراح مي باشد.ر
.اين وضعيت چه بر سر نظام اداري ما آورده است بر همگان روشن و انشاالله در آينده بيشتر در اين خصوص صحبت خواهم كرد .
اين نكته را فقط من باب مقدمه براي پرداختن به نكته اي طرح كردم كه در جلسه مدير محترم روابط عمومي آن سازمان بر زبان آورد و در پاسخ به برخي سخنان دلسوزان آن سازمان كه توصيه مي كردند ، سازمان ابتدا ساختار و روابط دروني خودش را اصلاح كند و بعد به بررسي نحوه تكريم ديگران بپردازد ، بيشتر به مقتضاي بحث و شايد براي تاييد انتقادااز روابط درون سازماني آن سازمان اشاره اي داشت به قول ايشان به بي احترامي كارمندي به مدير عالي سازمان كه به گفته همين مدير محترم كه من باب تذكر به آن كارمند نيز گفته است اين بي احترامي او چقدر زندان و نيز شلاق در پي دارد .. آن دوست نگفت كه آيا قبل از بيان اين سخنان تهديد آميز آن كارمند را دعوت كرده است تا از درد دلش كه او را ناچار كرده است تا به مقام عالي سازمان بي احترامي كند ،بشوند. احتمال مي دهم كه آن مسوول محترم روابط عمومي اين چنين كرده باشد ، سووال اين است كه آيا گفته هاي آن بنده خدا را درست و به جا و به تعبير عاميانه وارد دانسته است ؟ اگر آري براي اصلاح امري كه از آن شكايت شده بود ،چه كار كرده است و يا بنا دارد بكند و اگر نه با چه زباني و با چه استدلالي فرد را قانع ساخته است كه خواسته و يا نظر و هر امر ديگري كه او را به بي احترامي واداشته صحيح و بجا نبوده است .ر
بزرگترين اشكال نظام اداري ما اين است كه در آن مسوولين براي خود در هر رده حريم هاي امن قائل هستند و با اين باور خود را مصون از هر انتقاد و معصوم در برابر هر خطا مي دانند .در نظام اداري ما انتقاد و انتقاد پذيري جايي ميان مسوولين ندارد و در چنين وضعيتي شعار سال پاسخگويي و " همبستگي ملي "تعيين مي شود كه بعيد مي دانم با وضعيتي كه به گوشه اي بسيار كوچك از آن اشاره شد،هرگز بتوان آنرا محقق كرد
والسلام

Saturday, April 09, 2005

شيريني تثبيت قيمتها تلخ بود
----------------------
مردم در گوشه و كنار ايران ، سال جديد را درحالي شروع كردند كه انتظار داشتند طعم وعده شده شيريني تثبيت قيمتها كه مجلس شوراي اسلامي با تصويب طرح تثبيت قيمتها به مردم مژده داده بود ، زير زبانشان بنشيند و امسال در حالي عيد را جشن بگيرند كه بنا شده بود تا از گرانيهاي رسمي و غير رسمي بنا بر آنچه طرح بدنبال آن بود، خبري نباشد.ر
اما با فرا رسيدن سال نو، بهاي بسياري از مواد خوراكي و خدمات و نيز كالاها به يكباره صعود كرد تا آنجايي كه بسياري از مردم با مشاهده قيمتها سرشان سوت كشيد و پيش خود گفتند "سالي كه نكوست از بهارش پيداست " و منتقد ين تكرار كردند كه " اينها همه وسيله تبليغاتي است همانطور كه گفتيم
گراني كمر شكن مانند گذشته چند روزي تيتر اول برخي روزنامه هاي منتقد دولت شد و روزنامه هاي همسو با دولت بيشتر سكوت را ترجيح دادند ،شيوه اي كه هر دو طرف منتقد و موافق در سالهاي اخير آنرا دنبال كرده اند.ر
غلامعلي حداد عادل رييس مجلس شوراي اسلامي كه اقدام مجلس را براي تثبت قيمتهارا شيريني مجلس به مردم و اقدام شجاعانه نمايندگان براي راحت كردن خيال مردم اعلام كرده بود ، بعدا گفت كه گراني بي رويه و افسار گسيخته ميوه و پودرهاي شوينده (و خدمات و كالاها)،شيريني تثبيت قيمتها را به كام مردم تلخ كرد.اقاي حداد عادل در سخنان خود كه از تريبون مجلس پخش شد ، دليل تلخ شدن كام مردم را اهمال برخي از مسوولان دانسته و بي آنكه آن مسوولان را معرفي كند(كه اقل انتظار مردم از نماينده و رييس مجلس خود بود) گفت كه دولت بايد با مديريت خود كارها را در مسير صحيح هدايت كند.ر
به اظهارات رييس مجلس ، وزير بازرگاني دولت اقاي خاتمي با حاضر شدن در تلويزيون پاسخ گفت .او گفت:"دولت اگر چه با تثبيت نرخ ها موافق نبوده ،اما مي كوشد كه قيمت كالاهايي را كه در دستش است ،ثابت نگهدارد."
گراني لجام گسيخته در آغاز سال نو يك اصل اقتصادي را در نزد مسوولين براي چند دهمين و يا شايد صدمين بار اثبات كرد و آن اين بود و هست كه با دستور نمي توان قيمتها را تثبت كرد

چگونه مي توان ملتي پرسشگر داشت
------------------------------
رهبري معظم نظام در پيام نوروزي سال 1384 شان فرمودند كه "مقصود عمده از طرح عنوان سال پاسخگويي (1383)،پرسشگري است .يك غرض عمده اين بود كه روح پرسشگري در ذهن ملت ايران زنده بشود و مسوولين احساس كنند در مقابل مردم بايد پاسخگو باشند."ر
پرسشگري و طرح سووال و كوشش براي دريافت پاسخ آن ، به
جرئت مي توان گفت كه يك امر ذاتي است. روانشناسان اتفاق نظر دارند كه انسان از بدو تولد "پرسشگر " است و هر چه بر سن او افزوده مي شود بويژه در دوران "پادگيري "تلاش وافر دارد تا از پيرامون خود و مسايل مختلفي كه با آن سرو كار دارد ،آگاهي بيابد و از علت و علل هر امر پرسش كند تا پاسخ مناسب بدست آورد.ر
براي آنكه آحاد مردم واز منظر سياسيون "ملت"، و از منظر مذهبيون "امت "پرسشگر داشت ، فراهم آوري زمينه و محقق سازي پيش شرطهايي لازم است كه اهم آنها را مي توان اين چنين برشمرد :ر
الف : باور داشتن مردم
" به اين معني كه بايد مردم را باور داشت و بر اين نظر بود كه آنها " ولي نعمت " ،"انتخاب گر" و " صاحب حق راي عزل و نصب هستند . و خدمت به آنها وظيفه مسووليني است كه براي اين امر برگزيده شده اند و مردم مخير هستند هر وقت كه صلاح دانستند ، اختيار تفويض شده را پس بگيرند . و هيچ كس و تحت هيچ عنوان از حاشيه امن در برابر سووال مردم و خواست آنها برخوردار نيست.ر
ب : نهادهاي مدني قدرتمند- يكي ديگر از پيش از شرطهاي لازم براي آنكه مردمي پرسشگر داشت ، وجود نهادهاي مدني در جامعه است . نهادهاي مدني بواسطه تجميع خواسته هاي مردم و دسته بندي و الويت دادن به آنها و انتقال به حاكمان ، و متقابلا انتقال خواسته ها و نظرات حاكميت به مردم ، نقش اساسي و مهمي را در سازمان دادن به امور و از جمله محقق ساختن حقوق مردم كه پرسشگري از جمله آنهاست ايقا كنند.ر
پ : سيستم نظارتي - براي آنكه مردم به نظام و باورهاي آن ايمان داشته اند و خواسته ها و نظرات خود را طرح كنند و اطمينان داشته باشند كه مورد توجه و رسيدگي قرا رمي گيرد ، وجود نظام قدرتمند نظارتي كه برخاسته از آرا و نظرات و آمال مردم باشد ، امري ضروري براي يك جامعه است .نمي توان انتظار داشت كه مردمي پرسشگر داشت اما نظام و سيستمي كه به آنها پاسخگو باشد ، وجود نداشته باشد.
در اين زمينه بعدها بيشتر با هم صحبت خواهيم كرد
ممنون خواهم شد از ديدگاههاي ارزشمندتان من را بهره مند سازيد

Tuesday, April 05, 2005

مجلس اصولگرا هم آزادي رسانه ها را محدود كرد

--------------------------------------
شماري از نمايندگان مجلس هفتم شوراي اسلامي كه خود را اصولگرا مي خوانند ،ماهها خشم خود را از اقدام يك خبرنگار كه به وظيفه حرفه اي خود عمل كرده بود ،با اخراج او از مجلس ظاهرا فرونشاندند.ر
نمايندگان خشمگين خانم " مسيح علي نژاد " را به نشر اكاذيب و سرقت !! متهم كرده بودندكه هر دو ادعا لزوما بايد در دادگاه صالحه طرح ،ثابت و براي آن حكم صادر شود. خانم مسيج نژاد كه براي روزنامه " همبستگي " و خبرگزاري "ايلينا" كار مي كند توسط عده اي از نمايندگان اصولگراي مجلس هفتم پس از آن به نشر اكاذيب و سرقت متهم شد كه درمطلبي نمايندگان را مورد انتقاد قرار داد كه"بجاي پرداختن به مسايل و مشكلات عديده مردم ،به تامين منافع خود توجه دارند و براي خوديك ميليون و 100هزار تومان تحت عنوان عيدي در نظر گرفته و دريافت داشته اند.ر
اين ظاهر قضيه است ،اگر به صحبتهايي كه برخي نمايندگان اصولگرا مجلس در اين باره كرده اند و از جمله اظهارات جناب آقاي كوهكن عضو هيات رييسه كه در شماره امروز روزنامه همبستگي مقصلا جاپ شده توجه گردد،روشن خواهد شد كه مساله نمايندگان با اين خبرنگار تنها بر سر اين نبود كه وي رقم عيدي نمايندگان ملت ! را كه امري غير پنهان نبود ،فاش كرده بود بلكه دلخوري و در حقيقت عصابيت نمايندگان محترم از مجموعه افشاگريهايي بود كه خانم علي نژاد در دوران خبرنگاري پارلماني خود در دو مجلس ششم و هفتم از نوع مماشات نمايندگان با مسايل مطروحه داشتند.ر
خانم علي نژاد از چمله در مقالات خود از مسايل درون مجلس در مقاله اي نوشته بود كه نمايندگان اصولگر كه در شعارهاي خود دريافت هر گونه امتياز خاص ناشي از نمايندگي را رد مي كردند ، اغلب آن امكانات را نه تنها دريافت كرده اند ،بلكه نوع بهتر و گران قيمت آن را طلب كرده و دريافت كرده اند كه از آن جمله خودروي و تلفن همراه بود.ز
سندي كه نمايندگان محترم مدعي سرقت و افشاي آن شده اند و به اين وسيله نشان داده شده است كه نمايندگان محترم در حاليكه كاركنان دولت بر طبق مصوبه هيات محترم وزيران درنوروز سال 1384تنها معادل 150هزار تومان عيدي دريافت كرده اند ، هر يك يك ميليون و 100هزار تومان تنها به عنوان عيدي دريافت كرده اند ، بر طبق تعاريف قانوني كه درقوانين ايران نيز وجود دارد ، سندي محرمانه از آن رو كه در مسير عمل از چند ين معبر از جمله حسابداري مجلس و بانك پرداخت كننده عبور مي كند ، نمي تواند سندي محرمانه باشد و به علاوه اينكه در هيچ دادگاهي اتهام سرقت كه اتهام سبكي نه به لحاظ قانوني و نه به لحاظ اخلاقي نيست ، ثابت نشده است .ر
مجلس محترم هفتم كه اين همه بر شفاف سازي امور تاكيد دارد و نمايندگان آن ميلياردها دلار سرمايه ملي را در فرودگاه بين المللي امام خميني (ره) با اصرار بر شفاف سازي !! امور راكد مي گذارند ، از چه بيم داشتند كه براي مردم ، مردمي كه آنها را با راي خود و در برابر شعارهايي كه در دوران مبارزاتي انتخاباتي سر دادند ، بازگو شود كه نمايندگانشان يك ميليون و 100هزار تومان عيدي گرفته اند؟
طبق قانون اساسي و آيين نامه داخلي مجلس، فعاليتهاي مجلس جز در مواردي كه درقوانين موضوعه صراحت دارد ، بايد به اطلاع عموم برسد و يكي از اين كانالها روزنامه ها هست و اخراج خبرنگار از مجلس كه وجاهت قانوني آن كاملا مورد ترديد است و بهتر است حقوق دانان در اين باب بيشتر سخن بگويند ، در حداقل سلب آزاديهاي مصرح در قانون اساسي است و ايجاب مي كند كه در شوراي نظارت بر اجراي قانون اساسي طرح شود ، اگر چه روشن است كه كسي و نهادي براي آن نظر و راي شورا ، جسارت است ببخشيد مانند موارد عديده ديگر تره خرد نخواهد كرد.ر
اين اقدام نمايندگان اصولگر اي مجلس هفتم درپايان سالي صورت گرفت كه از سوي رهبري معظم نظام سال پاسخگويي خوانده شده بود و همانطور كه معظم له در پيام نوروزي سال جديد خودشان فرمودند هدف اساسي و اصلي از آن نامگذاري اين بود و هست كه مردم حق خود را در پرسشگري بدانند و مسوولين نيز بدانند كه موكلفند به ملت پاسخگو باشند. انتظار از مجلس هفتم اين بود و هست كه با تاسي به سنت رهبري معظم نظام پاسخگوي مردمي باشد كه مي دانند پرسشگر باشند ولي پاسخگويي نيست .ر
والسلام

Monday, April 04, 2005

پاپ ژان پل دوم ! سفير صلح و دوستي
------------------------------
كارول يوزف و ويتلا كه بعدها پاپ ژان پل دوم خوانده شد و رهبري كليساي كاتوليك را براي بيش از از 20سال برعهده گرفت ،در سال 1920 در لهستان ديده به جهان گشود .ر
مادر او معلم بود و پدرش يك افسر نظامي . كودكي و نوجواني پاپ با جنگ جهاني اول همزمان شد و پاپ در جواني د رحين مطالعه الهيات ،فوتبال ،اسكي و تناتر را تجربه كرد. او بسيار زود به سمتهاي بالاي مذهبي در كليساي كاتوليك رسيد و اولين پاپ غير ابتاليايي بود كه بعد از 450سال به رهبري كليساي كاتوليك رسيد.ر
پاپ ژان پل دوم در دوران رهبري كليساي كاتوليك بيش از هر پاپ ديگري به مسافرت رفت و در كارنامه كاري او آمده است كه وي در اين دوران به بيش از 20كشور سفر رسمي انجام داد.ر
با اين همه آنچه به پاپ ژان پل دوم موقعيت و اعتبار ويژه اي در ميان عموم مردم حتي در ميان پيروان ساير اديان داده بود ،مواضع روشن و دقيق و به هنگام او حول بسياري از مسايل مهم جهاني بود كه شايد در نگاه اول چندان نيز ريشه مذهبي نداشتند .ر
پاپ ژان پل دوم در تمامي سقرها و مواضع و خطبه هاي خود از ضرورت و اهميت برقراري صلح ميان مردم كره خاكي سخن مي گفت و در اخرين پيامهايش نيز خواهان صلح و دوستي و زيست توام با احترام همه آحاد بشر در كنار هم شد. او در سفر سال 2000خود به قلسطين اشغالي از درد و رنج فلسطيني ها سخن گفت و تاكيد كرد كه اين درد و رنج را مي فهمد و مي خواهد تا باور شود كه نبايد اين مظالم به حساب دين گذاشته شود.ر
سياست اصولي پاپ در دوران رهبري كليساي كاتوليك ،ايجاد گفتمان ميان اديان مختلف بود و بر اهميت گفتگو و نزديكي دو دين بزرگ اسلام و مسيحيت تاكيد مي كرد.ر
مواضع پاپ در خصوص مسايل سياسي جهان به او اعتبار ويژه اي داده بود. پاپ در اولين سفر خارجي اش پس از رسيدن به رهبري كليساي جامع كاتوليك به زادگاه خود لهستان رفت . در آن سال(1990) لهستان دستخوش تحولات سياسي پر دامنه اي بود كه از بندر گدانسك و با رهبري لخ والسا شروع شده بود . پاپ در آن سقر مبارزات مردم زادگاهش عليه نظام كمونيستي را تاييد كرد و اين تاييد به باور عموم تحليل گران ،سرمايه و مايه قوت نه تنها مردم لهستان كه اتباع اروپاي شرقي شد و اين مبارزات بود كه همراه با تحولات جهاني ديگر ، زمينه فروپاشي بلوك كمونيسم در ده سال بعد يعني سال 1991 را آماده كرد.ر
پاپ همچنين با مواضع اصولي خود به مردم آفريقاي جنوبي كمك كرد تا نظام آپارتايد را سرنگون كنند و در سفر سال 1998خود به كوبا از كاسترو استوارترين رهبر كمونيسم جهان خواست تا به حقوق ديني شهروندان اين كشور احترام بگذارد .ر
پاپ همچنين با جنگهاي آمريكا در افغانستان و عراق مخالفت كرد و آنرا جنگهاي نامشروع دانست .ر
علاوه بر سياست ،مواضع پاپ در باره مسايل اجتماعي روز دنيا نيز از جمله همانند سازي به او كمك كرد تا نقش خود در مقام يك نماينده و سقير صلح و دوستي رادر نزد جهانيان تثبت كند.ر
پاپ ژان پل دوم در هر حال اينك به سوي آفريدگار همه هستي رخت بر بسته است . نبود او ضايعه اي بسيار بزرگ نه تنها براي كاتوليكها بلكه برا ي همه جهانيان بخصوص آنهايي كه به صلح و دوستي ميان آحاد بشر مي انديشند است . اين مصيبت را به عموم مردم صلح دولت دنيا تسليت مي گويم.ر