رئوف پيشدار
سياسي - استراتژيك
Monday, April 25, 2005
Friday, April 22, 2005
(1)نظامي گري در كشورهاي در حال توسعه و پيشرفته
--------------------------------------
Wednesday, April 20, 2005
Sunday, April 17, 2005
مشاركت حداكثري مردم در انتخابات با شناسايي حقوق آنها ممكن است
---------------------------------------------------
Friday, April 15, 2005
(2) ترور "حريري " و اهداف منطقه اي آمريكا
---------------------------------------
ادامه : آمريكا در سال 1992 و با شعار دو دولت اسراييلي و فلسطيني در اراضي قلسطيني ها، زمينه را براي امضاي قرار داد صلح ميان فلسطيني ها با اسراييل آماده كرد و سال بعد از آن قرار داد صلح اسلو با هدايت بيل كلينتون رييس جمهوري وقت آمريكا ميان دو طرف منعقد گرديد.ر
توافقنامه " وادي عربه " كه در سال 1994 ميان اردن و اسراييل منعقد شد ن به حالت جنگ كه سالها برروابط دو طرف حاكم بود ، پايان داد و در سمت ديگر جبهه اعراب را هر چه بيشتر تعضيف نمود .ز
آمريكا در اين دوران با تشديد اقدامات اقتصادي و سياسي خود عليه ايران ، روابط راهبردي ميان اسراييل و تركيه را كليد زد و بدنبال آن آنكارا و تل آويو در حد يك متحد سياسي و نظامي در منطقه شروع به همكاري كردند و اسراييل اجازه يافت تا براي آنچه تامين امنيت خود مي خواند ، از قضاي تركيه استفاده كند.ر
سفر ژنرال "بير" معاون ستاد كل نيروهاي مسلح تركيه به اسراييل در سال 1996 كليد اين روابط را زد.
در پي اين سفر ، تركيه تا حد صف آرايي نظاميانش در پشت مرزهاي سوريه جلو رفت و دمشق را ناجار كرد تا "عبدالله اوجالان "رهبر كردهاي مخالف دولت آنكارا را از اين كشور اخراج كند.ر در سوي ديگر صحنه ، آمريكا فشار خود به كردهاي عراق براي متحد شدن عليه صدام حسين را با محوريت خانم مادلين آلبرات وزير امورخارجه وقت خود تشديد كرد و طالباني و بارزاني دو تن از رهبران عمده كرد عراق كه طي سالها نبرد با دولت صدام حسين در مواقعي نيز تا حد از بين بردن كامل طرف مقابل عليه يكديگر جنگ گرده بودند ، براي ساقط كردن رژيم صدام حسين هم عهد شدند و اولين كليد پروژه آمريكا در راستاي يك پروسه بزرگ در سياست خارجي آمريكا كه برتري آنرا بر جهان اعمال كند، در منطقه خاورميانه زده شد.ر
آمريكا بعد از صدام حسين به اين نتيجه رسيده است كه براي حل معادله اسراييل بايد اول مساله سوريه را حل كرد .آمريكا از اين رو براي حل مساله مطرح شده عراق را انتخاب كرد كه ضعيف ترين حلقه محسوب مي شد.ر
ويژگيهاي رژيم صدام حسين كه عبارت بودند ازضد آمريكايي ، ضد اسراييلي و ضد ايراني بودن آن ، دل كسي را از بركناري اين رژيم بدرد نمي آورد .ر
آمريكا با اين اطمينان دست به اشغال عراق زد كه حكومت آينده آن در حداقل (كف) نزديك به آمريكا خواهد بود و در رفتار با اسراييل مواضعي نزديك به آمريكا اتخاذ خواهد نمود و در حداكثر(سقف ) به عنوان يك رژيم دست نشانده كاملا در حهت منافع آمريكا عمل مي كند.ر
آمريكا اينك فشار خود را در سياستهاي منطقه اي اش روي سوريه متمركز كرده است تا براي حل مساله اعراق و اسراييل ن در وهله اول دولت دمشق را به تغيير رفتار متقاعد كند و در صورتيكه اين دولت بر مواضع خود اصرار ورزد ، اقدام به تغيير رژيم در دمشق كند و شرايط داخلي اين كشور كم و بيش براي اين كار آماده است .ر
سوريه كه در سال 1998و در حاليكه حافظ اسد كه به زيركي مشهور بود در راس قدرت قرار داشت با كوتاه آمدن در برابر صف آرايي ارتش تركيه در مرزهاي خود نشان داد در صورت تشديد فشار بر آن حاضربه عقب نشيني از مواضع اش است ، اينك در نوك پيكان حمله آمريكا قرار دارد.ر
آمريكا با كمك فرانسه ( كه بدنبال بازگشت به مواضع سنتي خود در خاورميانه است ) قطعنامه 1559 شوراي امنيت سازمان ملل را از تصويب گذارنده است كه حكم به خروج نيروهاي سوريه از لبنان مي دهد.ر
خروج نيروهاي سوريه از لبنان اين كشور را بيشتر در برابر فشارهاي آمريكا و اسراييل آسيب پذير مي كند.ر
از نظر دولت ايالات متحده آمريكا ، كشورهاي ايران ، سوريه ،و عربستان سعودي ياري دهندگان مالي و سياسي جريانهاي مبارز با اسراييل در لبنان و اراضي اشغالي فلسطين هستند.آمريكا به بهانه داشتن سلاحهاي هسته اي و با تلاش براي كسب آن عليه ايران و سوريه ، تشديد فشار سياسي به عربستان سعودي و حتي تحريك برخي گروههاي داخلي به اسيب زدن به مناقع دولت رياض در داخل اين كشور ، اين پيام را به رهبران دولتهاي تهران ، دمشق و رياض مي دهد كه بايد حمايت خود را از گروههاي فلسطيني قطع كنند.ر
آمريكا همزمان با فشار سياسي به دولتهاي مورد اشاره ، با قطع پخش برنامه هاي شبكه تلويزيوني المنار كه به حزب الله لبنان تعلق دارد و گفته مي شود با حمايت مالي ايران راه اندازي شده و فعاليت مي كند ، به اين بهانه كه المنار از فعاليتهاي تروريستي حمايت مي كند سعي در مهار حزب الله و همزمان با مسدود كردن قيلترهاي مالي و سياسي ،مهار حماس دارد.ر
تحولات سياسي در قلسطين بعد از مرگ ياسر عرفات ، زمينه روي كار امدن رهبران ميانه روي فلسطيني را فراهم كرد ، رهبراني مانند محمود عباس كه امروز متوقف ساختن مبارزات قلسطيني ها عليه اسراييل را شعار اصلي دولت خود كرده اند .ر
آمريكا اينك در مطنقه خاورميانه با دو چالش عمده روبرو است : ر
اول: نيروهاي مسلح خود را در دو كشور عراق و افغانستان بدون اينكه تثبت موقعيت كند ، مستفر كرده است .ر
دوم : ناديده گرفتن توده هاي منطقه بخصوص اعراب
كه دومي اينك به بي اعتمادي مردم منطقه به دولتهاي خود و ايالات متحده منجر شده و استراتژيستهاي منطقه بر اين باتواند به بروز شورش ، قيام و حتي سرنگوني خكومتهاي منطقه بينجامد كه پيامدهاي آن يقينا اصول حياتي سياست خارجي آمريكا در منطقه خاورميانه را هدف قرار خواهد داد.ر
(1) ترور "حريري" و اهداف منطقه اي آمريكا
----------------------------------
رفيق حريري سياستمدار برجسته لبناني كه اين كشور را با مديريت خود از بحران پس از 15سال جنگ داخلي عبور داد ، چندي پيش و در يك حادثه تروريستي جان باخت.ر
دولت ايالات متحده آمريكا بلافاصله سوريه را به دست داشتن در اين ترور متهم كرد و آنرا ناشي از "اشغال لبنان توسط سوريه " دانست و متعاقب آ، "مارگارت اسكوبي " سفير خود را به واشنگتن فراخواند تا به گفته "بوچر" يك سخنگوي وزارت امورخارجه آمريكا طرف مشورت قرا رگيرد.ر
آمريكا اگر چه سريعا سعي كرد تا با منحرف كردن اذهان عمومي و متهم ساختن سوريه به دست داشتن دراين ترور ، نگاهها را از خود و رژيم صهيونيستي دور سازد ، ولي در نزد افكار عمومي جهاني بويژه ملتهاي عرب و مسلمان ، دولت آمريكا و رژيم صهيونيستي متهمان رديف اول اين حادثه تروريستي شمرده مي شوند كه در راستاي يك سناريوي حساب شده و روشن آنگونه كه سخنگويان كاخ سفيد و وزارت امورخارجه آمريكا بارها در پي ترور رفيق حريري گفتند ، در قدم اول به " تعديل رفتار " در برابر گروههاي فلسطيني و در نهايت تسليم در برابر استراتژي ايالات متحده د رخاورميانه كه اصلي ترين محور آن برتري همه جانبه رژيم صهيونيستي است ، وادار سازد.ز
رئوف غنيم " معاون نخست وزير سابق لبنان در اظهاراتي كه روزنامه هاي لبنان فرداي روز ترور رفيق حريري چاپ كردند و خبرگزاري جمهوري اسلامي نيز آنرا مخابره كرد ، به صراحت گفت :"آمريكا و اسراييل عامل اين اقدام تروريستي هستند.آمريكا با هدف منحرف كردن نگاهها از حوادث عراق در ترور رفيق حريري دست دارد."ر
غنيم گفت كه :"هدف صهيونيستها ( و آمريكا) از اين ترور ايجاد بي ثباتي در لبنان و افزايش فشارهاي بين المللي بر سوريه است ."ر
جمال سلامه از تحليلگران مصري نيز فرداي روز ترور حريري به روزنامه هاي بيروت گفت :" احتمال دخالت اسراييل ( در ترور رفيق حريري ) بسيار زياد است به ويژه كه اسراييل همچنان در لبنان مزدوراني دارد و مصلحت اين رژيم در درگيريا ميان سوريه و لبنان است تا بد ين ترتيب حزب الله كه مورد حمايت سوريه قرار دارد ، از مرزهاي لبنان واسرا ييل عقب نشيني كند.ز
سياست خاورميانه اي آمريكا از دوران نيكسون (دهه 1990) همواره سه اصل كلي داشته است :ز
اول: حفظ و برتري منطقه اي اسراييل از جيث سياسي - اقتصادي - فناوري
وم : دريافت نفت مطمئن و ارزان ا زمنطقه خاورميانه
سوم:حفظ رژيم هاي متحد آمريكا در برابر تهديد خارجي و آسيب داخلي
حضور گسترده آمريكا در منطقه خاورميانه به سالهاي بعد از جنگ دوم جهاني و اقول قدرت امپراتوري بريتانيا در منطقه بر مي گردد . در دوره حاضر مسايل مهم در سياست منطقه اي آمريكا در ارتباط با خاورميانه در سال 1991 و ورود آمريكا به جنگ با عراق براي اخراج نظاميان اين كشور از كويت رقم خورد.ز
ادامه دارد
Tuesday, April 12, 2005
چه بر سر نظام اداري ما آمده است ر
روز دوشنبه اين هفته 22مهر، ،دعوت به جلسه اي را بنا بر ملاحظاتي چند پذيرفتم كه دستور كار آن "بررسي نحوه تكريم ارباب رجوع " بود. من اصولا
و بنا به دلايلي چند كه مهمترين آنها عدم باور مردم و د يد گاهها و نظرات آنها در سطوح مختلف اداري و ميان كارگزاران نظام است،علاقه اي به شركت در جلسات اداري از خودم نشان نمي دهم و بر اين عقيده هستم كه " براساس ديد حاكم در نظام اداري ما، كاركنان به دو دسته تقسيم مي شوند.دسته اول مقامات و مديران كه براي خود حريم ويژه و مصون از هر خطا وقائل به همه آگاهيها و توانمنديها هستند . اينها بر اين باورند كه فقط براي مديريت زاده شده اند و مديريت دايره بسته اي است كه تنها وابستگان به قدرت حق ورود به آن را دارند وسر سپردگان كه مراتب سرسپردگي آنها براي قدرت و اقتدار ثابت شده است ، اين اجازه را دارند كه گاه تا نزديكي حريم قدرت پرسه بزنند و از اين نزديكي بهره اي نيز به آنها برسد. پپامدهاي امر را تا همين جا مي توانيد حدس بزنيد و براي شما كه احتمالا در اداره و سازماني و يا شركتي مشغول به كار هستند اين امر روشن و حتما فهرستي از كساني را كه در آن مجموعه با شما كار مي كنند در ذهتان هم اينك تنظيم كرده ايد كه مصداق وضعيت گفته شده هستند.ر
دسته دوم كاركنان كه اكثريت را تشكيل مي دهند در وهله اول چون از نگاه مديريت به طبقه پايين تعلق دارند و نمي توانند و نبايد وارد حريم قدرت شوند ،محكوميني هستند كه بايد هر نوع رفتار سازماني و غير سازماني را ببينند و شاهد باشند و با آنها صورت گيرد و دم برنياورند كه اولين و كمترين واكنش به اين وضعيت محروميت از حقوق و مزايا و در جاهايي كه امكان اداري آن سهل تر است ،اخراح مي باشد.ر
.اين وضعيت چه بر سر نظام اداري ما آورده است بر همگان روشن و انشاالله در آينده بيشتر در اين خصوص صحبت خواهم كرد .
اين نكته را فقط من باب مقدمه براي پرداختن به نكته اي طرح كردم كه در جلسه مدير محترم روابط عمومي آن سازمان بر زبان آورد و در پاسخ به برخي سخنان دلسوزان آن سازمان كه توصيه مي كردند ، سازمان ابتدا ساختار و روابط دروني خودش را اصلاح كند و بعد به بررسي نحوه تكريم ديگران بپردازد ، بيشتر به مقتضاي بحث و شايد براي تاييد انتقادااز روابط درون سازماني آن سازمان اشاره اي داشت به قول ايشان به بي احترامي كارمندي به مدير عالي سازمان كه به گفته همين مدير محترم كه من باب تذكر به آن كارمند نيز گفته است اين بي احترامي او چقدر زندان و نيز شلاق در پي دارد .. آن دوست نگفت كه آيا قبل از بيان اين سخنان تهديد آميز آن كارمند را دعوت كرده است تا از درد دلش كه او را ناچار كرده است تا به مقام عالي سازمان بي احترامي كند ،بشوند. احتمال مي دهم كه آن مسوول محترم روابط عمومي اين چنين كرده باشد ، سووال اين است كه آيا گفته هاي آن بنده خدا را درست و به جا و به تعبير عاميانه وارد دانسته است ؟ اگر آري براي اصلاح امري كه از آن شكايت شده بود ،چه كار كرده است و يا بنا دارد بكند و اگر نه با چه زباني و با چه استدلالي فرد را قانع ساخته است كه خواسته و يا نظر و هر امر ديگري كه او را به بي احترامي واداشته صحيح و بجا نبوده است .ر
بزرگترين اشكال نظام اداري ما اين است كه در آن مسوولين براي خود در هر رده حريم هاي امن قائل هستند و با اين باور خود را مصون از هر انتقاد و معصوم در برابر هر خطا مي دانند .در نظام اداري ما انتقاد و انتقاد پذيري جايي ميان مسوولين ندارد و در چنين وضعيتي شعار سال پاسخگويي و " همبستگي ملي "تعيين مي شود كه بعيد مي دانم با وضعيتي كه به گوشه اي بسيار كوچك از آن اشاره شد،هرگز بتوان آنرا محقق كرد.ر
والسلام
Saturday, April 09, 2005
شيريني تثبيت قيمتها تلخ بود
----------------------
مردم در گوشه و كنار ايران ، سال جديد را درحالي شروع كردند كه انتظار داشتند طعم وعده شده شيريني تثبيت قيمتها كه مجلس شوراي اسلامي با تصويب طرح تثبيت قيمتها به مردم مژده داده بود ، زير زبانشان بنشيند و امسال در حالي عيد را جشن بگيرند كه بنا شده بود تا از گرانيهاي رسمي و غير رسمي بنا بر آنچه طرح بدنبال آن بود، خبري نباشد.ر
اما با فرا رسيدن سال نو، بهاي بسياري از مواد خوراكي و خدمات و نيز كالاها به يكباره صعود كرد تا آنجايي كه بسياري از مردم با مشاهده قيمتها سرشان سوت كشيد و پيش خود گفتند "سالي كه نكوست از بهارش پيداست " و منتقد ين تكرار كردند كه " اينها همه وسيله تبليغاتي است همانطور كه گفتيم "ر
گراني كمر شكن مانند گذشته چند روزي تيتر اول برخي روزنامه هاي منتقد دولت شد و روزنامه هاي همسو با دولت بيشتر سكوت را ترجيح دادند ،شيوه اي كه هر دو طرف منتقد و موافق در سالهاي اخير آنرا دنبال كرده اند.ر
غلامعلي حداد عادل رييس مجلس شوراي اسلامي كه اقدام مجلس را براي تثبت قيمتهارا شيريني مجلس به مردم و اقدام شجاعانه نمايندگان براي راحت كردن خيال مردم اعلام كرده بود ، بعدا گفت كه گراني بي رويه و افسار گسيخته ميوه و پودرهاي شوينده (و خدمات و كالاها)،شيريني تثبيت قيمتها را به كام مردم تلخ كرد.اقاي حداد عادل در سخنان خود كه از تريبون مجلس پخش شد ، دليل تلخ شدن كام مردم را اهمال برخي از مسوولان دانسته و بي آنكه آن مسوولان را معرفي كند(كه اقل انتظار مردم از نماينده و رييس مجلس خود بود) گفت كه دولت بايد با مديريت خود كارها را در مسير صحيح هدايت كند.ر
به اظهارات رييس مجلس ، وزير بازرگاني دولت اقاي خاتمي با حاضر شدن در تلويزيون پاسخ گفت .او گفت:"دولت اگر چه با تثبيت نرخ ها موافق نبوده ،اما مي كوشد كه قيمت كالاهايي را كه در دستش است ،ثابت نگهدارد."
گراني لجام گسيخته در آغاز سال نو يك اصل اقتصادي را در نزد مسوولين براي چند دهمين و يا شايد صدمين بار اثبات كرد و آن اين بود و هست كه با دستور نمي توان قيمتها را تثبت كرد.ز
Tuesday, April 05, 2005
مجلس اصولگرا هم آزادي رسانه ها را محدود كرد
نمايندگان خشمگين خانم " مسيح علي نژاد " را به نشر اكاذيب و سرقت !! متهم كرده بودندكه هر دو ادعا لزوما بايد در دادگاه صالحه طرح ،ثابت و براي آن حكم صادر شود. خانم مسيج نژاد كه براي روزنامه " همبستگي " و خبرگزاري "ايلينا" كار مي كند توسط عده اي از نمايندگان اصولگراي مجلس هفتم پس از آن به نشر اكاذيب و سرقت متهم شد كه درمطلبي نمايندگان را مورد انتقاد قرار داد كه"بجاي پرداختن به مسايل و مشكلات عديده مردم ،به تامين منافع خود توجه دارند و براي خوديك ميليون و 100هزار تومان تحت عنوان عيدي در نظر گرفته و دريافت داشته اند.ر
اين ظاهر قضيه است ،اگر به صحبتهايي كه برخي نمايندگان اصولگرا مجلس در اين باره كرده اند و از جمله اظهارات جناب آقاي كوهكن عضو هيات رييسه كه در شماره امروز روزنامه همبستگي مقصلا جاپ شده توجه گردد،روشن خواهد شد كه مساله نمايندگان با اين خبرنگار تنها بر سر اين نبود كه وي رقم عيدي نمايندگان ملت ! را كه امري غير پنهان نبود ،فاش كرده بود بلكه دلخوري و در حقيقت عصابيت نمايندگان محترم از مجموعه افشاگريهايي بود كه خانم علي نژاد در دوران خبرنگاري پارلماني خود در دو مجلس ششم و هفتم از نوع مماشات نمايندگان با مسايل مطروحه داشتند.ر
خانم علي نژاد از چمله در مقالات خود از مسايل درون مجلس در مقاله اي نوشته بود كه نمايندگان اصولگر كه در شعارهاي خود دريافت هر گونه امتياز خاص ناشي از نمايندگي را رد مي كردند ، اغلب آن امكانات را نه تنها دريافت كرده اند ،بلكه نوع بهتر و گران قيمت آن را طلب كرده و دريافت كرده اند كه از آن جمله خودروي و تلفن همراه بود.ز
سندي كه نمايندگان محترم مدعي سرقت و افشاي آن شده اند و به اين وسيله نشان داده شده است كه نمايندگان محترم در حاليكه كاركنان دولت بر طبق مصوبه هيات محترم وزيران درنوروز سال 1384تنها معادل 150هزار تومان عيدي دريافت كرده اند ، هر يك يك ميليون و 100هزار تومان تنها به عنوان عيدي دريافت كرده اند ، بر طبق تعاريف قانوني كه درقوانين ايران نيز وجود دارد ، سندي محرمانه از آن رو كه در مسير عمل از چند ين معبر از جمله حسابداري مجلس و بانك پرداخت كننده عبور مي كند ، نمي تواند سندي محرمانه باشد و به علاوه اينكه در هيچ دادگاهي اتهام سرقت كه اتهام سبكي نه به لحاظ قانوني و نه به لحاظ اخلاقي نيست ، ثابت نشده است .ر
مجلس محترم هفتم كه اين همه بر شفاف سازي امور تاكيد دارد و نمايندگان آن ميلياردها دلار سرمايه ملي را در فرودگاه بين المللي امام خميني (ره) با اصرار بر شفاف سازي !! امور راكد مي گذارند ، از چه بيم داشتند كه براي مردم ، مردمي كه آنها را با راي خود و در برابر شعارهايي كه در دوران مبارزاتي انتخاباتي سر دادند ، بازگو شود كه نمايندگانشان يك ميليون و 100هزار تومان عيدي گرفته اند؟
طبق قانون اساسي و آيين نامه داخلي مجلس، فعاليتهاي مجلس جز در مواردي كه درقوانين موضوعه صراحت دارد ، بايد به اطلاع عموم برسد و يكي از اين كانالها روزنامه ها هست و اخراج خبرنگار از مجلس كه وجاهت قانوني آن كاملا مورد ترديد است و بهتر است حقوق دانان در اين باب بيشتر سخن بگويند ، در حداقل سلب آزاديهاي مصرح در قانون اساسي است و ايجاب مي كند كه در شوراي نظارت بر اجراي قانون اساسي طرح شود ، اگر چه روشن است كه كسي و نهادي براي آن نظر و راي شورا ، جسارت است ببخشيد مانند موارد عديده ديگر تره خرد نخواهد كرد.ر
اين اقدام نمايندگان اصولگر اي مجلس هفتم درپايان سالي صورت گرفت كه از سوي رهبري معظم نظام سال پاسخگويي خوانده شده بود و همانطور كه معظم له در پيام نوروزي سال جديد خودشان فرمودند هدف اساسي و اصلي از آن نامگذاري اين بود و هست كه مردم حق خود را در پرسشگري بدانند و مسوولين نيز بدانند كه موكلفند به ملت پاسخگو باشند. انتظار از مجلس هفتم اين بود و هست كه با تاسي به سنت رهبري معظم نظام پاسخگوي مردمي باشد كه مي دانند پرسشگر باشند ولي پاسخگويي نيست .ر
والسلام
Monday, April 04, 2005
پاپ ژان پل دوم ! سفير صلح و دوستي
------------------------------
كارول يوزف و ويتلا كه بعدها پاپ ژان پل دوم خوانده شد و رهبري كليساي كاتوليك را براي بيش از از 20سال برعهده گرفت ،در سال 1920 در لهستان ديده به جهان گشود .ر
مادر او معلم بود و پدرش يك افسر نظامي . كودكي و نوجواني پاپ با جنگ جهاني اول همزمان شد و پاپ در جواني د رحين مطالعه الهيات ،فوتبال ،اسكي و تناتر را تجربه كرد. او بسيار زود به سمتهاي بالاي مذهبي در كليساي كاتوليك رسيد و اولين پاپ غير ابتاليايي بود كه بعد از 450سال به رهبري كليساي كاتوليك رسيد.ر
پاپ ژان پل دوم در دوران رهبري كليساي كاتوليك بيش از هر پاپ ديگري به مسافرت رفت و در كارنامه كاري او آمده است كه وي در اين دوران به بيش از 20كشور سفر رسمي انجام داد.ر
با اين همه آنچه به پاپ ژان پل دوم موقعيت و اعتبار ويژه اي در ميان عموم مردم حتي در ميان پيروان ساير اديان داده بود ،مواضع روشن و دقيق و به هنگام او حول بسياري از مسايل مهم جهاني بود كه شايد در نگاه اول چندان نيز ريشه مذهبي نداشتند .ر
پاپ ژان پل دوم در تمامي سقرها و مواضع و خطبه هاي خود از ضرورت و اهميت برقراري صلح ميان مردم كره خاكي سخن مي گفت و در اخرين پيامهايش نيز خواهان صلح و دوستي و زيست توام با احترام همه آحاد بشر در كنار هم شد. او در سفر سال 2000خود به قلسطين اشغالي از درد و رنج فلسطيني ها سخن گفت و تاكيد كرد كه اين درد و رنج را مي فهمد و مي خواهد تا باور شود كه نبايد اين مظالم به حساب دين گذاشته شود.ر
سياست اصولي پاپ در دوران رهبري كليساي كاتوليك ،ايجاد گفتمان ميان اديان مختلف بود و بر اهميت گفتگو و نزديكي دو دين بزرگ اسلام و مسيحيت تاكيد مي كرد.ر
مواضع پاپ در خصوص مسايل سياسي جهان به او اعتبار ويژه اي داده بود. پاپ در اولين سفر خارجي اش پس از رسيدن به رهبري كليساي جامع كاتوليك به زادگاه خود لهستان رفت . در آن سال(1990) لهستان دستخوش تحولات سياسي پر دامنه اي بود كه از بندر گدانسك و با رهبري لخ والسا شروع شده بود . پاپ در آن سقر مبارزات مردم زادگاهش عليه نظام كمونيستي را تاييد كرد و اين تاييد به باور عموم تحليل گران ،سرمايه و مايه قوت نه تنها مردم لهستان كه اتباع اروپاي شرقي شد و اين مبارزات بود كه همراه با تحولات جهاني ديگر ، زمينه فروپاشي بلوك كمونيسم در ده سال بعد يعني سال 1991 را آماده كرد.ر
پاپ همچنين با مواضع اصولي خود به مردم آفريقاي جنوبي كمك كرد تا نظام آپارتايد را سرنگون كنند و در سفر سال 1998خود به كوبا از كاسترو استوارترين رهبر كمونيسم جهان خواست تا به حقوق ديني شهروندان اين كشور احترام بگذارد .ر
پاپ همچنين با جنگهاي آمريكا در افغانستان و عراق مخالفت كرد و آنرا جنگهاي نامشروع دانست .ر
علاوه بر سياست ،مواضع پاپ در باره مسايل اجتماعي روز دنيا نيز از جمله همانند سازي به او كمك كرد تا نقش خود در مقام يك نماينده و سقير صلح و دوستي رادر نزد جهانيان تثبت كند.ر
پاپ ژان پل دوم در هر حال اينك به سوي آفريدگار همه هستي رخت بر بسته است . نبود او ضايعه اي بسيار بزرگ نه تنها براي كاتوليكها بلكه برا ي همه جهانيان بخصوص آنهايي كه به صلح و دوستي ميان آحاد بشر مي انديشند است . اين مصيبت را به عموم مردم صلح دولت دنيا تسليت مي گويم.ر
