توهم عربی
-----------------
موسسه آمریکایی" نشنال جئوگرافیک "در یک اقدام غیر حرفه ای و کاملا سیاسی در نسخه های جدید اطلس جغرافیایی خود برای سال 2005میلادی نام جعلی و مجهول "خلیج عربی " را ( اگر چه داخل پرانتز و به نشانه غیر رسمی بودن این نام ) برای خواندن خلیج فارس مورد استفاده قرار داده است .
اسناد و مدارک تاریخی بسیاری دلالت بر این دارد که نام "خلیج فارس " همواره و در طول تاریخ از آن روز که بشر به یاد دارد و تا به امروز همواره "خلیج فارس " بوده است و کسی در آن تردید ندارد. معتبرترین اسناد تاریخی جغرافیایی که در عموم دادگاههای بین المللی نیز برای رسیدگی به دعاوی ارضی مورد استفاده قرار می گیرد/ نقشه هایی است که در موسسه سلطنتی جغرافیای بریتانیا نگهدای می شود و با رجوع به همین اسناد که بسیاری از کشورهای عربی از جمله امارات عربی حیات سیاسی خود را مدیون و مرهون همین نقشه ها می دانند /می توان دریافت که " خلیج فارس " همواره " خلیح فارس " بوده و هیج نام دیگری برروی آن نبوده است .
اول کسی که نام مجهول و مجعول " خلیج عربی " را برای خواندن "خلیج فارس " بکار برد / جمال عبدالناصر رهبر مصر بود که " پان عربیسم " را محور کارهای سیاسی خود قرار داد و سعی کرد تا حول این محور اعراب را به اتحاد با هم برای رویارویی با اسراییل بسیج کند / امری که تاریخ نشان داد نه تنها نتوانسته باعث همگرایی عربی شود که واگرایی را میان آنها شدت بخشید.
واگرایی در جهان عرب دلایل بسیاری دارد که جای بحث آن در این نوشته نیست / اما ذکر این نکته در نوشته لازم است که گفته شود حتی همین ادعای ناصر نیزکه خلیج فارس را با نام مجهول و مجعول خلیج عربی می خواند / هرگز در میان روشنفگران و صاحبان نفوذ در بین توده های عرب جای نیفتاد /بگونه ای که ام کلثوم خواننده بزرگ عرب و هم عصر ناصر در یکی از شورانگیز ترین ترانه های خود که اعراب را به اتحاد با هم برای مبارزه با اسراییل فرامی خواند / اعراب حاشیه نشین خلیج فارس را " حاشیه نشینان خلیج فارس " می خواند و از آنها می خواهد تا " قیام کنند و به یاری قلسطین و فلسطینی ها بشتابند."
نام تاریخی خلیج فارس در تمامی اسناد سازمان ملل متحد و ارگانهای وابسته به آن نیز آمده است و از نظر این سازمان بین المللی / این نام /تنها نام شناخته شده و معتبر برای "خلیج فارس " است و در اسناد و معاهدات جهانی نیز / خلیج فارس همواره "خلیج فارس خوانده شده است .
یقینا دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به گستاخی مجله آمریکایی پاسخ مناسب خواهد داد / شاید موسسه آمریکایی از اقدام اولیه ایران در تحریم محصولات آن بیمی نداشته باشد چرا که یقینا با دلارهای نفتی اعراب این ضرر تامین خواهد شد اما موسسه آمریکایی باید بداند که با این اقدام / اعتبار علمی خود را در میان همه اهل علم و دانش از بین برده است و دیگر یقینا کسی به تحقیقات و مطالعات علمی "نشنال جئوگرافیک " از منظر تحقیق علمی نگاه نخواهد کرد و تولیدات آن هرگز سند مطالعاتی و تحقیقاتی قرار نخواهد گرفت .
اهل فن تردیدی ندارند که اقدام موسسه آمریکایی در راستای سیاستهای آمریکا در منطقه صورت می گیرد که هدف آن ایجاد تنش دائمی در منطقه با هدف تامین منافع آمریکا می باشد.
ایران و ایرانیها نشان داده اند که از حقوق خود در هیج منطقه از جهان نخواهند گذشت و تذکر این نکته قطعا در هیمن جا مفید است که گفته شود:" کسی که در خانه شیشه ای زندگی می کند به اطراف سنک نمی اندازد."