نمايندگان استعفا كنند،مردم پاسخ شوراي نگهبان را خواهند داد
------------------------------------------------
آقاي خاتمي رييس جمهوري اسلامي ايران ساعتي پيش گفت كه رايزنيها با شوراي نگهبان براي بررسي و اظهار نظر مبتني بر قانون صلاحيت داوطلبان نمايندگي مجلس شوراي اسلامي مفيد واقع نشده و گفتگوها به بن بست رسيده است . خاتمي بسيار خوشبين بود كه وارد گفتگو با شوراي نگهبان براي اصلاح نظري شد كه اين شورا و همفكران آن از ابتداي دوره فعاليت مجلس ششم وعده آنرا داده بودند و گفته بودند كه اختلاف نظرهاي خود با خاتمي و همفكران او در پاي صندوقهاي راي مجلس هفتم تلافي خواهندكرد.مماشات خاتمي با جناح مقابل او ،بي توجهي محض به خواسته ها و نظرات ميليونها نفري بود كه آرزوها و آمال خود را در شعارهاي او ديدند. شوراي نگهبان در بررسي صلاحيت داوطلبان نمايندگي مجلس ، امري كه اين شورا براساس تفسير خود حالت استصوابي به آن داده است ،نشان داد كه كاملا جناحي عمل مي كند و آنچه براي اين شورا و حاميان آن مهم است ، تحميل نظرات خود بر ملتي است كه به زبانهاي مختلف ،آنرا نفي كرده است .ر
نگاهي به نحوه مماشات شوراي نگهبان با مصوبات مجلس ششم اين نظر را تاييد مي كند كه شورا و حاميان ارشد آن در قطب اقتدار در ايران از ابتدا كمر به ناكارانشان دادن اين مجلس بسته بودند ، امري كه صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران در خبرها و گزارشهاي خود در باره انتخابات مجلس هفتم با طرح سووالاتي خاص در صدد القاي آن به بينندگان است .ر
بدون ترديد مقصر بخش بزرگي از بحراني كه امروز ميان شوراي نگهبان و مجلس شوراي اسلامي بوجود آمده است ، نمايندگان مجلس هستند كه در طول دوره كاري خود همه گونه تهمت و افترا را تحمل كردند و كارشكني بالاترين مقامات كشور را در كار خود ديدند ، اما نه از حقوق خود و نه از حقوق ملت دفاع نكردند.اگر نمايندگان مجلس در برابر دخالتهاي فراقانوني در كار خود از خود مقاومت نشان داده بودند و با لب فروبستن ، تهمت ها را از هر سو روانه ساكنان خانه ملت نكرده بودند، يقينا امروز نه شوراي نگهبان و نه هيچ قدرتي جرات چنين برخوردي را با ملت و آراي آن نداشت . در اين موقعيت يك راه پيش روي نمايندگان كنوني مجلس قرار دارد و آن استعفاي جمعي است .نمايندگان كنوني مجلس اگر صلاحيت آنرا ندارند كه در دور آينده داوطلب شوند ، طبيعتا دراين دوره نيز صلاحيت ادامه نشستن برروي كرسيهاي مجلس را ندارند. ملت استعفاي نمايندگان خود را از آنان مي خواهد و پاسخ شوراي نگهبان را نيز پاي صندوقهاي راي خواهد داد.ر
رئوف پيشدار
سياسي - استراتژيك
Saturday, January 31, 2004
Monday, January 19, 2004
آن چيز كه منافع ما را تامين كند ،خوب است
-------------------------------
بزرگان علم سياست مي گويند كه در سياست هيچ چيز خوب خوب و هيچ چيز بد بد نيست .آنچه منافع ما را تامين كند ،خوب است و آنچه اين چنين نكند ، بد است و بايد كنار گذاشته شود.اين اصل مهم در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران بويژه در دوران پيش از دولت آقاي خاتمي ديده نشده بود و ايران در ميان كشورهاي جهان با معدود كشورهايي رابطه گرم داشت و روابط آن با ديگر كشورها متاثر از نگاه دو بخشي خوب و بد ،هواره تحت تاثير شرايط قرار داشت و به جز آن معدود،جمهوري اسلامي ايران روابط گرمي در طول دو دهه ابتداي حكومت خود با ديگر كشورها نداشت . سياست خارجي مبتني بر تشنج زدايي اقاي خاتمي ، روابط ايران را با اغلب كشورهايي كه بدنبال پيروزي انقلاب اسلامي و نيز جنگ تحميلي عراق قطع و يا سرد شده بود ، اعاده كرد و در اين ميان دو كشور مصر و ايالات متحده آمريكا باقي مانده اند كه بنظر مي رسد با ديپلماسي در جريان رابطه با قاهره بزودي از سر گرفته مي شود و رابطه با آمريكا نيز آنگونه كه آقاي روحاني دبير شورايعالي امنيت ملي در جريان سفر اخير خود به پاريس گفت قابل گفتگو است . آنچه در اين ميان جاي بحث دارد دستاورد ما از سالها قطع روابط و اصرار بر آن در رابطه با برخي كشورها ماند مصر است .ايران رابطه خود را با مصر بدنبال امضاي قرار داد كمپ ديويد توسط مصر قطع كرد.در همه سالهايي كه گذشت شرط اصلي ما داير بر فسخ كردن اين قرارداد براي اعاده روابط با مصر نه تنها محقق نشد كه بسياري از كشورهاي عربي نيز به تاسي از رابطه قاهره با رژيم تل آويو به برقراري رابطه دو فاكتو و يا دو ژوره با آن پرداختند.قرار داد كمپ ديويد گرچه در ميان افكار عمومي عرب وجه مصر و نقش رهبري آن در جهان عرب را مخدوش كرد،اما به اعتبار و نفوذ آن در جامعه بين الملل افزود و تحت تاثير همين اعتبار، افكار عمومي نيز حداقل به ميزان قابل ملاحظه اي از مقاومت خود در برابر قرارداد كمپ ديويد كاست به گونه اي كه امروز مي بينيم دولت قاهره از اعتبار و مشروعيت آنچناني برخوردار است كه رهبران بسياري از كشورهاي عربي براي تنظيم روابط منطقه اي و حتي بين المللي خود از رابطه با مصر استفاده مي كنند. قطع روابط با مصر در آن سالها شايد تدبيري مناسب بود اما اصرار بر آن بويژه پس از هلاكت انور سادات ،قابل قبول بنظر نمي رسد . اگر دستگاه ديپلماسي ايران از مهارت لازم در تصميم گيريهاي انقباضي و انبساطي برخوردار بود ، از هلاكت انور سادات بلافاصله براي چرخش موضع خود استفاده مي كرد و خواسته و نظر خود را محقق شده نشان مي دادو با اعاده روابط ،فرصت ورود مصر به صف متحدان صدام حسين در جنگ تحميلي عليه ايران را از آن مي گرفت و تحت تاثير اين روابط در صف شيوخ حامي صدام نيز انشقاق ايجاد مي كرد.مصر امروز همان مصر است با روابطي نزديكتر با رژيم صهيونيستي و آمريكا،اما آنچه درك شده اهميت روابط ما است و نفعي كه اين رابطه مي تواند براي ما داشته باشد.اميد كه اين واقع بيني و منفعت شناسي به رويه اي ثابت در سياست خارجي كشور ما تبديل شود.ر
Sunday, January 18, 2004
دوستان و سروران عزيز
مسووليت كاري و فشردگي وقت ،در روزهاي اخير به من فرصت به روز كردن اين وبلاك را نداد. از همه شما عزيزان كه با ايمل ها و تلفن ها و يا تذكرات حضوري ، من را به لطف خود پشت گرم ساختيد ممنون و متشكرم و اميد دارم در روزهاي آينده بتوانم جبران كم كاري خودم را بنمايم .
در روزهاي گذشته گرفتاريهاي زياد كاري روي زمين لرزه بم ، تمامي فرصت من را به خود اختصاص داد. در آن روزها يادداشتهايي را به مناسبت فاجعه زمين لرزه بم نوشته و در برخي رسانه ها مورد استفاده قرار دادم كه اميد دارم در روزهاي آتي بتواننم آنها رابرا ي همنظري روي وبلاگم نيز قرار دهم .مجددا از همه شما براي محبتهاي بي پايانتان سپاسگزارم و دربرابر اين همه خوبيها سر تعظيم فرود مي آورم .ر
چرا راه را براي دخالت بيگانگان آماده مي كنيم
-------------------------------------
اين روزها و بدنبال اظهار نظر شوراي نگهبان در مورد صلاحيت و عدم صلاحيت شماري از داوطلبان نمايندگي مجلس شوراي اسلامي ،اظهار نظرهايي در محافل سياسي جهان در مورد ؛مشروعيت ؛ حكومت درايران و وابستگي آن به نحوه تعامل شوراي نگهبان با بررسي صلاحيت داوطلبان ابراز شد كه در حقوق بين الملل مصداق آشكار دخالت در امور داخلي يك كشور مستقل و داراي حاكميت است .اما اينكه چرا برخي محافل به خود اجازه چنين اظهار نظرهايي را دادند پاسخي روشن دارد و آن نحوه تعامل ما با دنيا و مسايل جهاني است .در سالهاي اخير بسياري از مفاهيم و تصميم گيريها به نفع امنيت جهاني كنار گذاشته شده است .اگر امروز ما از دخالت در امور داخلي كشوري سخن مي گويم و آنرا بر نمي تابيم ،ناشي از عدم درك تغييرات رخ داده در سطح جهان است .سالها پيش حقوق دانان در نشستي به ابتكار سازمان ملل دور هم آمدند تا تعريف جديدي از برخي مفاهيم در ادبيات سياسي جهان ارايه كنند. سرانجام آن نشست و تعريفهاي ارايه شده ،اين بود كه بسياري از مفاهيم و برداشتها و حتي حقوق اختصاصي كشورها و حاكميت ها به نفع حاكميت و امنيت جهاني كنار گذاشته شد و در تعاريف جديد اين مهم مورد توجه و عنايت قرار گرفت كه هركجا امنيت جهاني در اولويت قرا رگيرد ، امنيت ملي كشورها به نفع آن كنار گذاشته شود و اين همان روندي است كه در افغانستان وعراق شاهد بوديم .آنچه كارگزاران سياسي در كشور ما در سالهاي اخير صورت داده اند و به آن متوسل شده اند در مواردي مصداق آسيب زدن به امنيت جهاني بوده است . در ادبيات امروز جهان واژه هايي چون حقوق بشر ،عدالت اجتماعي و سياسي ،آزاديهاي مدني از جايگاه خاصي برخوردار است كه متاسفانه در ادبيات سياسي داخل كشور ما كمتر و با جرات بگويم هيچ وقت مورد ملاحظه قرار نگرفته است . اين نكته و در كنار آن ،مقدمه اين بحث سبب شده است تا كارگزاران سياسي در ايران قادر به درك شرايط و حتي اهميت تصميمات نباشند. رد صلاحيت گسترده داوطلبان نمايندگي مجلس به هر دليل و بهانه ، زماني كه از حيطه قانون خارج شود د رنگاه جهاني نقض آزاديها و حقوق بنيادين انسان تلقي مي شود و امري تلقي مي گردد كه مي تواند نه تنها نظم داخلي يك كشور بلكه با تاثيرگذاري . امنيت منطقه اي را مختل كند و از اين روست كه جهان تحمل آنرا بر نمي تابد. اينكه تفسير شوراي نگهبان از قانون اساسي چيست و چگونه نهاد ي مي تواند با تعريف يك حق اختصاصي براي خود ،حقوق اساسي و بنيادين يك جامعه را به نفع يك باور و طرز فكر مصادره كند، جنگي است كه سالهاست در كشور ما جريان دارد و سران كشور متاسفانه نتوانسته اند براي ختم آن راهكاري بيابند. نقايص فراوان قانون اساسي و دورهاي باطل در آن ، بازنگري در اين قانون را امري اجتناب ناپذير مي كندو در غير اين صورت بايد هميشه شاهد بود كه ديگران بر ما ايراد بگيرند كه چرا اين كرديم و آن نكرديم .ژ
