سرنوشت صدام ، درسي براي همه ديكتاتورها
-------------------------------------
صدام حسين ديكتاتور عراق روز شنبه 22آذر بازداشت شد. لشگري از نيروهاي آمريكايي كه براي دستگيري او رفته بودند ، صدام حسين را در داخل تونلي و بي آنكه سردار قادسيه ! از خود مقاومتي نشان دهد، دستگير كردند.سقوط حكومت ديكتاتورانه صدام حسين در عراق اثبات دگر بار يك درس تاريخي بزرگ بود . درسي كه مي گويد :؛وقتي رهبري به مردم خود پشت كرد ، بايد سقوط خود را انتظار بكشد.؛و دراين راه حتي نمي تواند به كمك نزديكترين ياران و متحدان خود دلگرم باشد .صدام حسين بويژه در سالهاي اخير با حمايت افراد و گروههايي در عراق حكومت كرد كه درصد بسيار پاييني از مردم اين كشور را تشكيل مي دادند و گرد آمدن آنها به دور صدام ، صرفا براي تامين منافع خود بود ، افرادي كه شاهد بوديم در لحظات حساس با ز با ترجيح دادن منافع خود ، ديكتاتور را تنها گذاشتند.صدام و حزب بعث او با اين شعار بر روي كار آمدن كه ؛ما آمده ايم كه بمانيم ؛ . او در پس اين شعار نيازي به حمايت مردمي از خود نمي ديد و ماندن را تنها در وجود يك تشكيلات خفيه مي دانست كه هر مخالفي را راهي گورهاي جمعي مي كرد.صدام حسين بيشترين سالهاي قدرت يابي حكومت خود در عراق را در دوران جنگ سرد طي كرد و شرايط آن روز جهان به ديكتاتور اين امكان را داد تا در پس حمايت هاي يك قطب قدرت جهاني ،پايه هاي حكومت خود را مستحكم كند.پايان جنگ سرد مصادف با حكومت مطلقه صدام و حزب بعث بر عراق بود .سردار قادسيه درپي اصلاح روابط خود با طرف باقي مانده قدرت جهاني برآمد و تحت حمايت او ايران و كويت را مورد تجاوز قرار داد و برسر مردم ايران و عراق انواع سلاحها و از جمله سلاحهاي شيميايي را فروريخت.
اشغال كويت با چراغ سبز آمريكا صورت گرفت و صدام حسين در اين ميان مجري آن بخش از سياستهاي آمريكا در منطقه خاورميانه و آسياي مركزي شد كه نيكسون در كتاب معروف خود ؛ 1999،پيروزي بدون جنگ ؛ براي توسعه حضور آمريكا در منطقه خليج فارس ، آسياي مركزي ( همسايگي چين و روسيه ) ترسيم كرده بود.آمريكا با تامين منافع اش ، ديگر به وجود افرادي مثل صدام با بلند پروازيهاي خود نياز نداشت و لذا در پي حذف او بر آمد و ديكتاتور تنها مانده بدون آنكه در عقبه حكومت خود حمايتي از مردم را ببيند ،قصرهاي خود را در بغداد و ديگر شهرهاي عراق رها كرد و در تونل زير زميني پنهان شد .صدام بر خلاف ادعاهاي خود حتي جرعت و شهامت استفاده از اسلحه خود را نيز نداشت و لذا به اين گفته خود در زمان تسليم نيز عمل نكرد .آن گفته كه به نقل از وي بارها نظاميان ارشد بعث همانهايي كه زودتر از صدام صحنه را خالي كردند بر زبان مي آورند كه ؛ كسي كه اسلحه به كمر مي بندد ،مي داند كه كي بايد از آن استفاده كند.؛ صدام تسليم شد چون ديگر كسي را نداشت كه حتي براي مرده او نيز گريه كند.آن چه بر سر صدام آمد دگر بار به همه ديكتاتورها اين درس را داد كه جز با تكيه بر مردم و آراي آنها ، هيچ حكومتي ،قادر به ادامه حيات نيست. در پيرامون ما هنوز بسياري از اين نوع حكومت ها وجود دارند ،آيا رهبران آنها از اين نوع حوادث تاريخي درس عبرت خواهند گرفت ؟ آينده به اين سوال پاسخ خواهد داد.والسلم
رئوف پيشدار
سياسي - استراتژيك
Wednesday, December 17, 2003
Friday, December 12, 2003
؛بـــــــحــــــــران مشـــــــــــاركت ؛ را جـــــــــدي تــــــــر نــــكنيـــــــد
------------------------------------
درگيريهاي گروهي و جناحي در ميان سياستمداران ايراني اين روزها كه ثبت نام براي انتخابات هفتيمن دوره مجلس شوراي اسلامي شروع شده بيشتر بالا گرفته است .اين درگيريها آنقدر شدت پيدا كرده است كه در 19آذر امسال حجت الاسلام كروبي رييس مجلس شوراي اسلامي را كه به آرامش روحي بسيار شهرت دارد و وابستگي هاي سياسي خود را در مقام رياست مجلس كمتر علني مي سازد،به موضع گيري واداشت .رييس مجلس در نطقي در جلسه علني مجلس در تاريخ مذكور تهديد كرد كه اگر آنچه او آتش باري عليه مجلس خواند،ادامه پيدا كند، مجلس نيز دست به عمل مقابل خواهد زد.محور سخنان رياست مجلس را در آن جلسه نحوه جلب مشاركت مردم به شركت گسترده در انتخابات مجلس تشكيل مي دادكه عمل به آنها مي تواند به مانيفستي براي آشتي گروهها و جناحها ي سياسي در كشور تبديل شود.مجلس ششم از حس اقبال عمومي د رانتخاب نمايندگان آن در تاريخ كشور از جايگاهي خاص برخوردار است .در آن انتخابات مردم با حضوري پرشور آراي خود را به نامزدهايشان دادند تا كرسي هاي نمايندگي آنان را در مجلس عهده دار شوند.در مقابل همين مجلس از نظر نحوه تعامل سوي ديگر قدرت با بي مهري هاي زيادي مواجه شد .عمده لوايج اساسي و مهم كه در مجلس ششم مورد تصويب قرار گرفت ، توسط شوراي نگهبان رد شد و مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز عمده آنها را به بايگاني خود سپرد.شرايطي را كه كشور امروز در آن بسر مي برد ،كمتر سياستمدار و آشنايي با مسايل سياسي داخلي ،منطقه اي و جهاني است كه درك نكند و اين وضعيت است كه ايجاب مي كند گروههاي سياسي دست از ادامه درگيري با هم برداشته و با قبول منافع ملي ، به آنچه خواست ملت است و اراده او مي طلبد تن در دهند. مردم با عدم شركت وسيع خود در انتخابات شوراهاي اسلامي ، يك واكنش مدني را در برابر بخشي از قدرت كه آنرا در مقابل خواست و تمايل خود مي ديد، ابراز داشت .براي آنكه در انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي مقاومت مردمي را شاهدنباشيم ، بايد ا زهم اكنون راهكارهايي را بينديشيم و به اجرا بگذاريم .مهمترين سازوكاري كه براي اين امر نياز است ، عمل به قانون است .هيچ كس و هيچ مقاومي نبايد خارج از حوزه قانون در برگزاري انتخابات از مرحله ثبت نام گرفته تا تعيين صلاحيت ها و اخذ راي و شمارش آرا و اعلام نفرات برنده ، اراده خود را براراده مردم و قانون تحميل كند.بايد به همه گروهها و جريانهاي شناخته شده كه خود را در چارچوب قانون مقيد مي دانند،ااجازه داد كه نامزد شوند و تمايل خود را برا ي ورود به مجلس ،به راي مردم بسپارند و كسي را نبايد از اين منظر كه ديدگاههاي او مغاير با ديدگاههاي بخشي از مجريان انتخابات است ، كنار گذاشت .
فضاي كشور بايد براي برگزاري انتخابات و حضور هر فردي كه خود را شايسته و آماده خدمت به مردم مي داند، باز و درعين حال آرام باشد . براي اين امر ابتدا بايد به كساني كه تريبون هاي عمومي (روزنامه ها- صدا و سيما - نمازهاي جمعه و...)را در اختيار دارند تفهيم كرد كه براي برگزاري انتخاباتي پرشور و با مشاركت گسترده مردمي بايد حرمت اين تريبون ها را حفظ كنند .مردم بايد باور كنند كه شرايط مورد اشاره فقط محدود به دوره برگزاري انتخابات نيست ،آنها بايد ايمان پيدا كنند كه پس از برگزاري انتخابات و حاكميت يافتن راي مردم ، مجلس هفتم مانند مجلس ششم مورد تهمت ها و افتراها قرار نخواهد گرفت و راي مردم و اراده نمايندگان آنها فداي منافع جناحي نمي شود . مردم مجلس را عصاره اراده خود مي دانند و اين رواست كه بايد به آنها امكان داد تا خود سرنوشت خويش را تعيين كنند و پذيرفت كه مردم خود بهترين انتخاب گر هستند و آنقدر از بلوغ سياسي برخوردار هستند كه نخواهند كسي نقش قيم آنها را بازي كند.
از برخي موضع گيريها كه از ابتداي مجلس ششم به عمل آمده است مي توان از هم اكنون حدس زد كه بسياري از داوطلبان نامزدي انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي و از جمله بسياري از نمايندگان دوره كنوني مجلس كه رفتارها و مواضع آنان در طول اين دوره مجلس به مذاق برخي خوش نيامده است ، با رد صلاحيت روبرو شوند. اين امر نبايد افرادي را كه در خود توانايي خدمت به مردم را مي بينند از صحنه خارج كند .بايد با نهضت گسترده ثبت نام و تنوع بخشيدن به ديدگاهها،تخصص ها،و... اين امكان را فراهم ساخت تا هر قدر از داوطلبان كه صلاحيت آنان مورد تاييد قرار مي گيرد، امكان انتخاب بهترين ها را به مردم بدهد.
نگراني از رد گسترده صلاحيتها را رييس مجلس شورا ي اسلامي در نطق خود در جلسه علني روز 19آذر مجلس شوراي اسلامي بسيار صريح بيان داشت و ما نيز مثل ايشان اميد داريم كه شوراي نگهبان با عمل به قانون و عين آنچه كه قانون مقرر داشته است ، امكان انتخاب اصلح ترين نامزدها را از مردم نگيرد.بايد به مردم اطمينا ن داد آن افرادي كه نامشان از صندوق در خواهد آمد، آن كساني نيستند كه حاكميت به معني عام آن را مي خواهد و بدنبال آن است . نتيجه انتخابات شوراهاي اسلامي نشان داد كه مردم به سوي قهر كردن با حاكميت و ابزارهاي آن مي روند.مردم خود ملاكها را براي تعيين حق و باطل به خوبي در اختيار دارندو نشان داده اند كه در صورت اراده قادر به اعمال آن مي باشند ،منتهي در هر دوره ممكن است شكل آن فرق كند. شايد براي بخشي از حاكميت حضور و عدم حضور مردم و يا ميزان آن در انتخابات چندان فرق نكند، همانطور كه در انتخابات شوراها اين چنين نشان دادند و حتي همان اندك راي را نيز به نفع خود مصادره كردند،اين عده بايد اين واقعيت را در نظر بگيرند كه يكي از وجاهت هاي داخلي و بين المللي هر نظامي ميزان مشاركت مردم در امور كشور خود است كه نبود آنرا يكي از بحرانهاي اساسي در يك كشور مي خوانند.بايد با عمل به قانون همه نشان دهند كه تنها راي مردم است كه ملاك واقع مي شود و هيچ كس و هيچ باوري ، قدرت مافوق اراده مردم نيست .والسلام
دوستان و سروران عزيز
باسلام و احترام - از شما كه با ديدار از اين وبلاگ من را به لطف خود مفتخر ساخته ايد ممنون و متشكرم .برخي از ايمل هاي من كه قبلا براي تماسهاي ما معرفي شده بود در معرض انبوهي از ؛هرز نامه ها؛ قرار گرفته و دسترسي من را به پيام هاي الكترونيكي شما مشكل ساخته است .از شما ممنون خواهم شد هر نظري كه درمورد اين وبلاك و محتوا وفروم آن داريد را با من به آدرس زير در ميان بگذاريد.باتشكر فراوان
raoufpishdar2003@yahoo.com
Monday, December 08, 2003
! اسلام را همانگــــــونــــــــه كه هست بـــــــــاور كنــــــــــــــيم
--------------------------------------
سيد محمد خاتمي رييس جمهوري اسلامي ايران روز يكشنبه در دستوري به وزراي اطلاعات و كشور دولت خود، آنان را مامور ساخت تا گروههاي موسوم به فشاررا شناسايي و با آنها برخورد قانوني كنند. اين دستور رييس جمهوري بعد از آن صادر مي شود كه درتازه ترين ،تعرض گروههاي فشار به تجمعات و افراد مخالف باورهاي و انديشه هاي يك بخش از جامعه،محسن مير دامادي رييس كميسيون امنيت ملي مجلس شوراي اسلامي و نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي در يزد و در جريان يك سخنراني حزبي مورد حمله قرار گرفت و مضروب شد و اگر ورود به موقع نيروهاي پليس و پناه دادن آقاي مير دامادي در نانوايي جنب محل سخنراني نبود ، شايد حادثه عمق تاسف بار بيشتري بدنبال داشت . مايل نيستيم كه دستور رييس جمهوري را به وزراي دولت خود مرتبط با حادثه يزد بدانم و به اين باور بپردازم كه آقاي خاتمي در پي حادثه اي براي يك همفكر و هم بلوك سياسي خود اين دستور را صادر كرده است ، مي خواهم اين باور را در خود تقويت كنم كه دستور شامل همه افراد و تجمعات درگذشته و حال و آينده خواهد شد و از جمله برهم زنندگان جلسه سخنراني اخير خانم شيرين عبادي برنده جايزه صلح نوبل و نشست نمايندگان كرد مجلس در قروه را كه همگي در روزهاي اخير صورت گرفت ، در بر مي گيرد. دو وزارتخانه اي كه وزراي آن مامور اجراي دستور رييس جمهوري شده اند و وزير دادگستري كه در نامه مامور نشده و قاعدتا بايد همراه دو وزير ديگر موضوع را پيگيري و به نتيجه مي رساند ،يقينا در سالهاي طولاني از حيات گروههاي فشار ادرس آنها را به تمامي دارندو مي دانند كه اين افراد كه بهتر است به واسطه تشكيلاتي عمل كردن آنها ؛ گروه ؛ خوانده شوند، از كجا حمايت فكري ،تشكيلاتي و حتي لجستيك مي شوند و به وقت لزوم از حاشيه امنيتي كافي برخوردارند طوري كه دولت نمي تواند وارد آن حريم شود و دو وزيرش را در حاشيه نماز جمعه سيلي مي زنند.اگر به سرمقاله روزنامه معروف عصر تهران در روز يكشنبه رجوع كنيد و آنرا كه با امضاي مدير مسوول آن منتشر شده بخوانيد ، ادرس اين گروهها را روشن تر از هميشه درخواهيد يافت .در آن آدرس ، گروههاي فشار كه از جمله در يزد مير دامادي را مضروب ساختند و در تهران سخنراني خانم عبادي را در همين روزها بر هم زدند نه تنها مورد حمايت صريح قرار گرفته اند ، بلكه افرادي معرفي شده اند كه به نوشته اين روزنامه ؛درد دين دارند.؛ آقاي مدير مسئول مدير محترم كه سابقه اي طولاني هم در ارشاد بازداشت شدگان و افراد زنداني غير همفكر خود در زندانها دارند و خود در روزنامه عصر بارها به آن افتخار كرده است ، متاسفانه از اين نكته اساسي و مهم كه اسلام همواره به آن افتخار كرده است و نظام اسلامي ايران خود را به آن مفتخر مي داند ، غافل بوده اند و آن نكته مهم ؛حكومت اسلام بر قلبها و روحها و انديشه هاست . من اسلام را دين رحمت و مروت ، ديني كه همه افراد با همه ديدگاهها در آن حقوقي برابر دارند و خدايش خود را رحمان و رحيم معروفي مي كند و در توبه را به روي گناه كار ترين مخلوقات خود باز گذاشته است ، مي شناسم . اقاي مدير مسوول محترم كه اداي حمايت از اسلام و انقلاب اسلامي را دارند از يك موضوع اساسي و تاريخي غافل هستند .ايشان حتما اين نكته مهم را درتاريخ اسلام در نيافته اند كه اسلام نه در ضعف و نه در اوج قدرت خود هيچ وقت خشونت را توصيه و تجويز نكرده است . بلاي امروز جامعه ما تئوريزه شدن خشونت است كه از برخي محافل و تريبونها كه بايد مقدس و محل وحدت امت اسلامي باشد هم متاسفانه ترويج و تشويق مي شود.يقينا هيچ كس در تاريخ اسلام به اندازه ايوسفيان به رسول الله (ص)جفا روا نداشته است .چگونه است كه در زمان فتح مكه رسول خدا خانه او را محل امن اعلام مي كنند.اگر دولت منتخب مردم كه يكي از خواسته هايش برخورد با همين گروهها در راي ميليوني به او بود ،با اين گروهها و مهمتر از افراد اين گروهها با عقبه آنها به اعتبار حمايت مردمي برخورد كرده بود ، اگر روزي كه به گوش دو وزيرش در حاشيه نماز جمعه تهران سيلي زدند ، قانون را اعمال مي كرد ، آيا كساني پيدا مي شدند كه با يك عقبه مقتدر قتل هاي موسوم به زنجيره اي را سازمان بدهند ، خوابگاهها ي دانشجويي را مورد تعرض قرار دهند و.... آقاي مدير مسوول محترم در دنياي امروز كه از همه سو اسلام و مسلمين مورد هجمه قرا رگرفته اند و تروريست و حاميان ترويستها معرفي مي شوند ،افرادي چون شما بر چه باور هستيد؟ اسلامي را كه شما مورد حمايت قرار داده ايد و آنرا به كمك برخي محافل و تريبونها تئوريزه مي كنيد، همان چيزي است كه دشمنان اسلام مي خواهند . آنها مي خواهند از اسلام چهره اي خشن ،جمودو...نشان دهند ، اين همان چيزي است كه شما بارها و بارها صفحات روزنامه را از آن پرده كرده ايد ، شما يقينا حرف خود را باور داريد و طبيعتا منكر آن نيز نبايد بشويد ، بين آنچه گفته ايد و نوشته ايد و آنچه امروز در حمايت از گروههاي فشار مي نويسيد و آنها را داراي درد دين مي خوانيد ، چه ارتباطي وجود دارد؟كدام را بايد باور كرد. باور كنيم اسلام دين رحمت و آزادي و آزادگي است . افتخار اسلام به اين است كه با حكومت بر قلبها و فكر ها به ثمر نشست . تاريخ اسلام را دوباره بخوانيم . اسلام را آنگونه كه هست باور كنيم . اسلام را بابرداشتهاي شخصي براي توجيه منافع فردي و گروهي بيشتر از اين به پستوي خانه ها نبريد.والسلام
Friday, December 05, 2003
گروههــــــــــاي فــــــ-شــار به كجـــــــــا وابستـــه انــــــد
----------------------------------------------------
روزنامه هاي روز شنبه 15آذرتهران خبر مي دهندكه محسن ميردامادي رئيس كميسيون امنيت ملي مجلس شوراي اسلامي كه براي سخنراني به يزد دعوت شده بود / مورد تعرض افراد موسوم به گروه فشار قرار گرفت و ضمن اينكه جلسه سخنراني او برهم خورد /نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي مضروب و مجروح و راهي بيمارستان گرديد. در حاليكه اين خبر در صفحه اول برخي روزنامه هاي تهران قرار گرفته در لابلاي همين روزنامه ها اين خبر نيز به چشم مي خورد كه گروههاي فشار جلسه مشترك نمايندگان استان كردستان در غرب ايران را كه در شهر قروه تشكيل شده بود / بر هم زدند .
اين دو حادثه و انعكاس بد رسانه اي آن در سطح جهان در حالي رخ مي دهد و صورت مي گيرد كه هنوز حمله عده اي به نام دانشجو در دانشگاه الزهرا(س) در تهران به شيرين عبادي برنده امسال جايزه صلح نوبل در راديوها و روزنامه ها و تلويزيونها ي جهان مورد بررسي و تحليل و تفسير قرار مي گيرد. قوه قضاييه و نيروهاي انتظامي ايران در سالهاي اخير نشان داده اند كه بنا بر دلايلي كه مردم بهتر آنرا مي دانند /
قادر و شايد گفته شود مايل به برخورد با گروههاي فشار نيستند . دولتي كه دووزيرش در حاشيه نماز جمعه تهران مورد تعرض همين گروههاي فشار قرار مي گيرد/با ابراز عجز در برابر آنان نشان داده است كه توان و قدرت گروههاي فشار بسيار بيشتر از دولت است. افزايش تعرض به افراد غير هفكر در روزهاي اخير توسط گروههاي فشار كه در آستانه روز دانشجو و مراسم اهداي جايزه صلح نوبل به شيرين عبادي در اين هفته /صورت مي گيرد/ پيام خاصي براي دانشجويان و طرفداران انديشه هاي خانم عبادي نيز دارد . كه هر دو گروه به خوبي آنرا درك مي كنند و پيامدهاي آنرا نيز به انتظار نشسته اند.آنچه پيش بيني مي شود آن است كه در روزهاي آينده بويژه تا اول اسفند ماه امسال كه بناست انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي برگزار شود/اين گروهها بيشتر از گذشته فعال شوند. يك احتمال نيز در پس اين حواد ث وجوددارد و آن اين است كه جناح اقتدار طلب ازاين گونه حادثه آفريني ها اين هدف را دنبال مي كند كه مردم را هر چه بيشتر از حضور در انتخابات دلسرد كند و با اراي سنتي خود /كرسي هاي مجلس را در اختيار بگيرد. در هر حال هدف هر چه بيشتر و به هر شكل تامين شود/ اين گونه حوادث يك پيامد جهاني منفي براي ايران و نظام آن دارد . درنزد همه ملتهاي دنيا مردم ايران به عنوان ملتي شناخته شده اند كه به بزرگان خود با هر انديشه و فكر احترام مي گذارد و خود را در موفقيت ها ي آنها سهيم مي داند و به آن مي بالد . جناح اقتدار طلب بايد با درك اين مهم آبروي كشور ونظام را بيش از اين در نزد جهانيان به بازي نگيرد.دنيا اين گونه حوادث را به حساب ملت ايران نمي گذارد و آنرا از چشم نظام مي بيند و ملت ايران با هر انديشه و فكر چون به نظام خود معتقد است و به قانون اساسي كشور با ديده احترام مي نگرد/ يقينا اين هتك حرمت را از سوي يك جناح و حتي يك گروه بر نمي تابد.ملت ممكن است به اين بي حرمتي ها امروز به اشكال مدني پاسخ دهد / اما يقينا اين رويه آن چيزي نخواهد بود كه مطمئن باشيم فردا نيز ادامه خواهد يافت . مردم خواسته هاي خود را در قالب نظام بيان مي كنند و بايد به آنها اين امكان را دادو حتي آنرا تقويت كرد.بايد باور كنيم كه در يك جامعه چند صدايي است كه نظام پويا مي شود و مقبول مي گردد .والسلام
Wednesday, December 03, 2003
انتخابات مجلس هفتم /چالشها و چشم اندازها-4-پاياني
-----------------------------------------
بر طبق اصل 56 قانون اساسي / مردم حق حاكميت بر سرنوشت خود را دارند در حالي كه نحوه اعمال اين حق حاكميت در اصل 57از طريق قوه مقننه و قضاييه تعيين شده است . ايا واقعا مردم اين حق حاكميتي خود را از طريق اين سه قوه اعمال مي كنند؟ اگر مردم اين اعتقاد را داشته باشند كه اين حق خود را اعمال مي كنند در امور و از جمله انتخابات مشارمت مي كنند / اما اگر چنين احساسي ندارند / توقعي نمي توان از آنها داشت و عدم مشاركت شمار قابل ملاحظه اي از واجدين حق راي در انتخابات شوراهاي اسلامي در اسفند 81/ مويد اين باور و اعتقاد است . بدون تعارف بايد گفت كه مردم اينك احساس مي كنند كه حاكم بر سرنوشت خود نيستند / و وقتي اين چنين اند / عدم مشاركت دراين مقطع مي تواند بهترين واكنش به جاي احساس بيهودگي و بي اثري باشد. ترديدي نيست كه اگر اوضاع به همين صورت باشد و تغييري اساسي و بنيادي درآن صورت نگيرد / نسبت به انتخابات شوراها در انتخابات مجلس هفتم / شاهد مشاركت كمتر مردم خواهيم بود . مردم ايران نشان داده اند كه هر گاه احساس كنند نظرشان در امور موثر است در آن خوب شركت مي كنند / اما با شرايطي كنوني /بايد گفت كه ؛ ديگر ضيافت انتخابات تمام شده است .؛ بايد باور داشت كه وقتي راي نباشد/ عملا جدايي مردم از حكومت پيش خواهد آمد و نظام پشتوانه مردمي نخواهد داشت .اگر مسوولان بخواهند در اين جهت اقدامي انجام دهند بايد مشخصا در قدم اول /مصوبه هاي مجلس كمتر با مخالفت هاي شوراي نگهبان مواجه شود و در قدمهاي بعد/ بحث نظارت بر انتخابات و تعيين صلاحيت افراد بايد با ضابطه عيني انجام شود كه اين ضابطه به عقيده و سليقه افراد وابسته نباشد.
حكومت بايد فعاليت خود را نهادينه كند تا شرايط به لحاظ سياسي /اقتصادي و عدالت اجتماعي رضايت بخش شود. اغلب كساني كه امروز در راس كار هستند همان هايي هستند كه در گذشته در راس امور بوده اند فقط طي يك دوره كوتاه رفته و دوباره بازگشته اند . نسل جديد در اين عرصه جايي ندارد و تا زماني كه فاقد اين ميدان باشد روند و نگرش آنها به مسايل منفي بوده و بخشي از آثار آن در قالب كاهش مشاركت ها بروز مي كند. حتي اگر عدالت اجتماعي در جامعه به حد اندكي هم باشد / باز مردم راحت تر فعاليت مي كنند اما همين اندك هم وجود ندارد .اين امر موجب شده هر چه آمار جمعيتي ما بالا مي رود /آمار حضور مردم كمتر شود چرا كه اعتماد عمومي به انتخابات مستقل و آزاد و بي طرفانه كم مي شود.عدم حضور و نقش جوانان و حضور دايمي يك گروه افراد خاص و قديمي در انتخابات موجب مي شود راه هر گونه نوآوري مسدود شده و مردم هم عملا رغبتي به شركت در انتخابات نداشته باشند. بر اين باورم كه يكي از دلايل عدم تمايل مردم به مشاركت گسترده در انتخابات شكاف و نبود الفت بين دو نسل است . اين دو نسل همديگر را درك نمي كنند و اين خود بحران ديگري است .
رفع شكاف شديدي كه بين دو نسل ايجاد شده امري ضروري است . اهرمهايي كه مردم علاقمند به شركت در انتخابات مي كند / ضعيف است .وجود مشكلات معيشتي و اقتصادي /فسادهاي اداري /عدم عدالت اجتماعي و درگيريهاي جناحي و عدم تحقق و بازخورد شعارهايي كه داده شده / رغبت مردم را به مشاركت كاهش داده است / اين شرايط روز به روز بدتر مي شود . مردم به اين نتيجه رسيده اند كه آنچه امروز ما در تغيير و تحولات حاصل از انتخابات شاهديم / تغييري در افراد است / اما در شيوه و عملكرد آنان تغييري نمي يابد.
سنجش خواسته ها و مطالعه آنها در نسل دوم و سوم انقلاب نشان مي دهد كه در بين آنان بي اعتمادي به هر دو جريان سياسي شاخص در كشور وجود دارد / چرا كه هيچ يك از آنان تاكنون اقدامي اساسي انجام نداده و برنامه ها و طرحهاي هر يك با آمدن ديگري نا تمام مانده كه در روند زمان / دلسردي مردم را در پي داشته است .در اين ميان درگيريهاي سياسي و جناحي اين امر را تشديد كرده است و اگر هر چه زودتر اين درگيريها به نفع تامين خواسته ها ي مردم پايان نيابد / اين موضوع مي تواند جامعه را در استانه بحران قرار دهد . در روند حل اين مشكل بايد وظايف دو مجموعه اصلي قدرت و اقتدار / هر چه سريعتر به شكل درستي تفكيك گردد تا از بحران جلوگيري شود. اين وضعيت مي تواند درگيريها و ابطال بيشتر صندوقهاي راي را در انتخابات هفتم مجلس در پي داشته و مشاركت مردم را در عرصه ساسي و انتخابات به شدت نزول دهد.
اين درگيريهاي سياسي و جنجالها /دلسريدي مردم از وضعيت موجود جامعه و نااميدي از اصلاح آن را در پي دارد و مدون نشدن فعاليتها به همين شكل / موجب مي شود مشاركت مردم در انتخابات هفتمين دوره مجلس به مراتب ضعيف تر از انتخابات اخير شوراها باشد.
در روند موجود/ وضعيت به گونه اي است كه نه نامزدهاي معتبري رغبت به حضور در انتخابات دارند و نه مجلس از جايگاه خود به عنوان يك مجموعه اعمال كننده حق حاكميتي مردم برخوردار خواهد شد.وقتي نخبه هاي جامعه وبويژه جوانان اجازه ورود به صحنه سياست نمي يابند و مردم هم سردرگم مي شوند / و عملكرد افراد برايشان مبهم است / نبايد از آنان انتظار داشت . با اين شرايط مشاركت به شدت افت مي نمايد مگر آنكه موجهايي درعرصه سياست ايجاد شود كه وزنه به نفع مشاركت مردم را افزايش دهد.
تمام
انتخابات مجلس هفتم / چالشها و چشم اندازها -3
----------------------------------
در بخش اجتماعي از طريق تشكل هاي غيردولتي اين ارتباط ميان مردم و نمايندگان وجود دارد /اما در بعد سياسي اين ارتباط ديده نمي شود . اين نكات از جمله علل كاهش مشاركت كردم در انتخابات شوراهاي اسلامي بود و امروز بايد زمينه اي فراهم شود كه اين كاهش مشاركت كه نوعي يادگيري اجتماعي است / در كل جامعه تحقق نيابد.
انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا/ نخستين تجربه در سالهاي گذشته بود كه ما شاهد افت چشمگير حضور مردم درعرصه انتخابات شوراها به ويژه در كلان شهرها بوديم .برخي كارشناسان وضعيت كنوني را ناشي از عملكرد ضعيف و نه چندان قاطع نمايندگان مردم در بخشهاي مختلف / محدويتها در جهت فقدان حضور چهره هاي جديد و توانمند و درگيريهاي سياسي مي دانند.. به اعتقاد آنها بايد شرايط به هر شكل ممكن تغيير يابد و اطمينان از دست رفته مردم به انتخاب هايشان دوباره حاصل شود . مردم نبايد راي خود را در مشاركت هاي عمومي نظير انتخابات مختلف بي اثر ببينند . اين بي اثر ديدن راي موجب مي شود آراي مردم در انتخبات آتي مجلس هفتم محدود شود . امروز مردم احساس مي كنند آنانكه تا به حال رد صلاحيت شده اند /افراد مشكل داري به لحاظ فرهنگي / اجتماعي و سياسي نبوده اند و نيستند بلكه اينان كساني هستند كه مي خواهند فعاليت كنند /اما در نظام نظرات متفاوتي دارند.
به عبارتي اين افراد در برابر نظام نيستند / در داخل نظام هستند / اما با حرفهاي متفاوت و بايد به آنان اجازه طرح و ارايه توانايي داده شود . مردم راي مي دهند تا نماينده فكري خودشان را به مجلس بفرستند و وقتي او را نمي يابند ضرورتي براي راي دادن نمي بينند و اگر هم راي دادند و عده اي به مجلس راه يافتند / به باور آنها وقتي اين مجلس نمي تواند با وجود داشتن اكثريت اعمال نظر كند / چه فايده اي براي آنان دارد.
ادامه دارد
انتخابات مجلس هفتم /چالشها و چشم اندازها (2)
-------------------------------------
اين وضعيت در انتخابات شوراها گرچه بيشتر محدود به شهرها و بخصوص شهرهاي بزرگ بود اما اين نگراني وجود دارد و ابراز مي شود كه ممكن است در انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي /نتوان جلوي اين حركت اجتماعي را از سمت شهرهاي بزرگ به سوي شهرهاي كوچك و روستاها گرفت . به اعتقاد كارشناسان / يكي از راههاي برون رفت از وضعيت موجود تغيير فضاي جامعه است /طوري كه نشاط سياسي به آن برگردد و مردم احساس پيوند بيشتري با مجموعه يابند و با كمال تاسف بايد گفت آنچه از رفتارهاي كنوني برمي آيد آن است كه كه چنين تحركي در ميان مسوولان ديده نمي شود. مشاركت مردم در يك يك نظام سياسي از سه بعد ؛درون داده ها؛/؛برون داده هاي مشاركت ؛ و پيوستگي مشاركت ؛ قابل بررسي است كه در جامعه ما به نوعي دچار نقض شده است .مردم جامعه بايد احساس كنند تمامي نامزدهاي مطرح در جامعه كل مطالبات آنان را پوشش مي دهند و اين نيازمند آن است كه نظام سياسي فضاي مناسب براي مشاركت آنان را فراهم كند / اين در حالي است كه بحث نظارت استصوابي اين قضيه را دچار مشكل كرده است . در بخش برون داده هاي مشاركت بايد گفت : وقتي مردم به كسي راي مي دهند در واقع از او انتظار دارند بتواند در جهت تحقق شعارهايي كه داده با بستر سازي نظام سياسي عمل كند . برون مشاركت و تحقق آن شعارها توام با مطالبات مردم است /كه اين امر در جامعه امروز ما نقص اساسي دارد.طي سالهاي گذشته با وجود گذراندن انتخابات بسيار /استمرار اين مشاركت در طول زمان بعد از انتخابات نيز وجود نداشته و ندارد / آنچه از مشاركت در كشور ما ديده مي شود / فقط مقطعي است . فقط در فصل انتخابات فضاي مشاركت جويانه ايجاد شده و بعد از انتخبات به فراموشي سپرده مي شود. حلقه مفقوده در اين جريان / احزاب و نهادهاي سياسي هستند. ارتباط ميان مردم و حاكميت در قالب نظام تشكيلاتي چون احزاب سياسي جريان مي يابد و متاسفانه امروز فعاليت سياسي در كشور ما ريسك پذيري بالايي دارد/ و همين امر موجب شده رغبت كمتري نسبت به آن وجود داشته باشد.
ادامه دارد
انتخابات مجلس هفتم /جالشها و چشم اندازه ها (1) ا
---------------------------------
انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي بنا بر برنامه ريزي صورت گرفته /قرار است در اسفندماه امسال برگزار شود.تحليل فضاي سياسي و اجتماعي كشور در استانه انتخابات نشان مي دهد كه فضاي فعلي /مناسب يك انتخابات مطلوب نبوده و بايستي تمام ظرفيتهاي نظام بكار گرفته شود تا يك شوك اجتماعي و سياسي به فضاي فكري جامعه وارد شود.
تحليل وضعيت نشان مي دهد كه شرايط حاكم بر روابط بين الملل / به مصلحت كشور و مصالح آن نيست اگر چه كارگزاران نظام توانسته اند فعلا موفق از يك بحران بزرگ -برنامه هاي هسته اي ايران و اصرار بر شفاف سازي ان - كه سايه خود را بر تمامي روابط بين المللي ايران انداخته بود / بيرون بيايند. شرايط موجود حكم ميكند كه با توجه به هجمهه هاي مختلف عليه كشور و نظام چه از خارج و چه داخل / صاحبان فكر و گروههاي مختلف با محترم شمردن خواسته هاي ملت / بيشتر به افكار عمومي بيانديشند و وفاق ملي را در سايه آن جستجو كنند. بايد از تجربه تلخ انتخابات شوراهاي اسلامي در اسفند 81به عنوان يك واكسن جهت پررنگ كردن حضور مردم در انتخابات مجلس هفتم استفاده كنيم و ما راهي جر باز كردن فضاي سياسي كشور / بالا بردن توان عمومي جامعه و نيز بسيج افكار عمومي نداريم . در حاليكه به انتخابات مجلس نزديك مي شويم / خوش بيني چنداني براي مشاركت گسترده مردم در انتخابات در بين توده هاي مردم ديده نمي شود . وجه غالب راي مردم در كلان شهرها در جريان انتخابات اخير شوراها /سياسي بود و اين عدم مشاركت بيان اعتقاد آنان در قالب مشاركت نكردن بود.
در 22انتخابات تا پيش از انتخابات شوراهاي اسلامي در اسفند ماه 81/مردم معمولا اعتقادات و انتقادات خود را در قالب شركت گسترده در انتخابات بيان مي كردند / اما در انتخابات اخير شيوه خود را تغيير داده و با مشاركت نكردن اعتقاد خود را بيان كردند.
ادامه دارد
